



تقریبا همه انسانها در سرشان رویایی دارند و سخت ترین لحظات برای آنها زمانی است که احساس کنند رویاهاشان برباد رفته اند ، به عنوان یک انسان هر وقت دیده ام که انسانی رویایش برباد رفته است در دلم برایش غصه خورده ام و قلبم برایش اشک ریخته است ؛ دو روز قبل خبر شدم که رویایی پرپر شده و بر خاک رفته است ، اما این رویا با رویاهای قبلی فرقی از زمین تا آسمان داشت و علیرغم بقیه رویاهای قبلی دارای وجودی فیزیکی و خارجی بود .
آری ! اینبار رویای پرپر شده دختر بچه معصوم 12 ساله ای بود که گلوله های مزدوران آخوندی قلبش را شکافتند .دقیق که به موضوع می نگرم در این جنایت هولناک واحد رویاهای متعددی در آن واحد پرپر شدند.
ملت بلوچ رویایی را از دست داد .
رویا ی نازنین هم خودش پرپر شد و هم در کنار آن رویاهای بیشماری که به عنوان یک دانش آموز در سر داشت .
والدین ستمدیده رویا هم دختر رویای خود را پرپر شده دیدند و در کنارش رویاهای بیشماری را که برای رویای جگر گوشه شان در در سر داشتند به همراه فرزند دلبندشان به خاک سپردند .
چهره زیبای به خون شسته شده خفته در خاک رویا خانم را در ذهنم مجسم می کنم ، چشمان رویا از پشت پلکهایش با تحقیری نمادین بر من خیره شده اند ف او با زبان بی زبانی از من می پرسد :
« تا کی می خواهی شاهد پرپر شدن کودکانی معصوم همچون من باشی ؟
تا کی می خواهی همچون زنی خانه نشین اشک بریزی و در برنیاوری ؟
آیا خون تو از خون من کودک معصوم رنگین تر است ؟
چرا برایم اشک تمساح می ریزی ؟
مگر نه اینکه من قربانی بزدلی تو هستم ؟ »
عرق شرم پیشانیم را خیس می کند ، برای لحظه ای رویای پرپر شده را فراموش کرده و به فکر فرو می روم و به انسانهای جنایت پیشه ای می اندیشم که که حرکت انگشتانشان قلب رویای نازنین را پاره پاره کرد و تماشای فواره خون به آنان سروری شیرین هدیه داده ، خستگی شان بر طرف کرد .سروری به مراتب شیرینتر از سرور یک شکارچی چیره دست زمانیکه نیزه و یا گلوله اش بر سینه آهویی کوهی فرو آید.
جنایتکارانی که با این عملشان به ریش مجریان و حامیان کنوانسیونهای حقوق بشری و حقوق کودکان خندیدند .
سفاکانی که با ادعای دروغین پیروی از رسول خداوند (ص) سعی در لکه دار نمودنشان آن وجود پاک دارند ، رسولی که سر از سجده بر نمی داشت چون حضرت حسن و حضرت حسین کودک بر پشتش نشسته بودند .
رسولی که همواره دست شفقت و مهربانیش سر کودکان را نوازش می داد .
به خود می آیم و از خود می پرسم من این وسط چیکاره ام ؟ وجدانم بر صورتم آب دهان می اندازد و لعنت نثارم می کند که چرا اینچنین آسوده نشسته و تماشاگر جنایت هستم. سوگند می دهد که قاتلین رویای نازنین را به دادگاه عدالت بکشانم و اجازه ندهم رویاهای دیگری اینچنین بیرحمانه و سفاکانه به خون بغلتند .
سربازی از سرباز بلوچستان

آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه در دیدار با علمای اهل سنت کشور اظهاراتی را مطرح کرده اند که البته پیش از این نیز مشابه آن از سوی دیگر مسئولین نظام ابراز شده است. آنچه در اینگونه سخنرانیها جالب است تناقض فاحش از شعار تا عمل است.
آیت الله شاهرودی در این دیدار گفت: انقلاب اسلامي، انقلاب شيعيان نيست، اين تعبير، كوچك كردن انقلاب است و ما آن را صحيح نميدانيم .
باید به این نکته توجه داشته باشیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی مذهب شیعه را به عنوان مذهب رسمی کشور تعیین کرده است و نظام بر اساس مفاد این قانون باید برای ترویج مذهب تشیع فعالیت کند و مقامات بالا از جمله رهبر و رئیس جمهور نمی توانند از میان اهل سنت انتخاب یا منصوب شوند.هر چند در عمل قوانین نانوشته فراوانی متاثر از تفسیر قانون اساسی وجود دارند که تا کنون اجازه نداده اند یک سنی حتی استاندار باشد. و نه تنها مسئولان بلکه قانون اساسی انقلاب را منحصر به تشیع کرده و اگر این به معنای کوچک کردن انقلاب است می توان گفت که انقلاب خود را کوچک کرده است.
وی گفت : انسجام اسلامي كه از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد، يك تكنيك نبود و مربوط به ظاهر نميشد، بلكه ايشان واقعا به انسجام مسلمين اعتقاد دارند.
اعتقاد به انسجام اسلامی در حالی که یکی از موانع صدور مجوز مسجد اهل سنت مخالفت مسئولین بالای نظام است و مسجد فیض مشهد در سال ۱۳۷۲ با دستور مقامات عالیرتبه تخریب شد چگونه می تواند مورد قبول واقع شود چگونه می توان به انسجام اسلامی معتقد بود و از سوی دیگر آنرا نقض کرد؟
آیت الله شاهرودی گفت : مشخص است كه اكثر مسلمانان در سطح جهان از اهل سنت هستند، از اين رو، در ذهن مراجع و رهبر ما آنچه مهم است وحدت بين مسلمين است و اختلافات جدي در اين زمينه نبايد مهم فرض شود.
با وجود اذعان و اعتراف ایشان به این مسئله که اکثر مسلمانان جهان از اهل سنت هستند و وحدت مسلمانان دغدغه ذهنی مراجع و رهبری است چرا اجازه داده می شود میلیاردها دلار از بودجه بیت المال به طرق مختلف در مسیر اختلاف افکنی میان مسلمانان هزینه شود. بودجه های هنگفتی صرف ساخت برنامه های توهین آمیز به اعتقادات اهل سنت در صدا و سیما و رسانه های دولتی می شود. همه ساله هزاران مبلغ شیعه با هزینه دولت به مناطق سنی نشین اعزام می شوند و ...
رئیس قوه قضاییه در ادامه برای شانه خالی کردن از طرح مسئله بغرنج مسجد اهل سنت تهران گفت : نبايد خط كشي ها را بين شيعه و سني زياد كرد، به عنوان مثال مسجد كه شيعه و سني ندارد و نبايد براي آن خط كشي به وجود آورد، مسجد براي خداست و محل عبادت تمامي مذاهب اسلامي است.
اگر مسجد شیعه و سنی ندارد چه اصراری بر ساخت انبوه و بدون ضرورت مساجد اهل تشیع در مناطق سنی نشین وجود دارد تا آنجا که در برخی مناطق حتی برای یک خانوار شیعه مسجد و حسینیه ساخته می شود اما برای صدها هزار اهل سنت در تهران حتی اجازه صدور مجوز یک مسجد نیز صادر نمی گردد.آیا اهل سنت مساجد را به نام شیعه و سنی تفکیک کرده اند؟ یا نظام این خط کشی ها را ایجاد کرده است؟ مصادیق فراوان و بیشماری وجود دارند که نظریه دوم را کاملا تایید می کنند. از سویی شاید حضرت آیت الله این مسئله فقهی اهل سنت را نمی دانند که شستن پا در مذاهب اهل سنت از واجبات است و بدون آن وضو صحیح نیست و اهل سنت از نظر فقهی نمی توانند پشت سر امامی که به اعتقاد آنان وضو ندارد نماز بخوانند. و تقیه نیز در مذاهب اهل سنت جایز نیست که بتوانند بخاطر مصلحت نیز اینکار را بکنند.در مرود نماز جمعه نیز علاوه بر این مسئله خواندن خطبه اهل سنت واجب است و بدون آن نماز جمعه صحیح نیست . آیا مسئولان اجازه می دهند در نماز جمعه تهران این دو مسئله انجام شوند: امام با وضوی کامل نماز بخواند و خطبه های اهل سنت قبل از نماز قرائت شود؟
آیت الله شاهرودی گفت : يك نظام اسلامي يك قانون دارد و به همين دليل است كه ما برخلاف برخي از اظهارات، از اينكه از قضات اهل تسنن استفاده كنيم، هيچ حساسيتي نداريم. چرا كه نظام قضايي ما مدون است و ربطي به نظرات شخصي قاضي ندارد. كما اينكه در حال حاضر از برادران اهل تسنن قضات بسيار زيادي در دادگاه ها داريم.
ایشان که همچون دیگر مسئولان در هر موردی با آمار و ارقام عملکرد خود را به رسانه ها گزارش می دهند چرا در این مورد آماری را ذکر نمی کنند که در کل کشور چند قاضی اهل سنت وجود دارد تا وحدت جهان اسلام تحکیم شود؟
وی در توجیه رد صلاحیتهای بیمورد سنی مذهبان در گزینشها گفت : ما شخصيت هاي زيادي داريم كه به لحاظ فردي كاملا پايبند به اسلام و تشيع هستند. اما اعتقادي به انقلاب ندارند، طبيعي است كه آنها استخدام نميشوند و در گزينش ها رد ميشوند، بنا براين، موضوع تنها مربوط به اهل تسنن نيست، بسياري از شيعيان هم به دليل عدم پايبندي به آرمان هاي انقلاب در گزينش ها رد مي شوند.
اما جناب آیت الله نمی گویند چرا این مسئله در مورد اهل سنت عمومیت دارد و یک فرد سنی با اعلام گرایش مذهبی اش و نه به دلیل دیگری رد صلاحیت می شود آیا سنی بودن یکی از معیارهای عدم پایبندی به آرمانهای انقلاب است؟
رئیس قوه قضاییه در ادامه گفت : قضيه فلسطين يكي از اركان مهم قابل توجه امام و انقلاب بود كه در اين راه بيشترين تاوان را نيز دادهايم كه از برادران اهل تسنن ما هستند، اگر اين مساله نبود و ايران به خاطر آنها اين هزينه ها را نمي پرداخت، قطعا ايران بهترين كشور از نظر امريكا بود. چرا كه آنها ايراني ها را به لحاظ نژادي بسيار بيشتر از اعراب دوست دارند، ملاحظه ميكنيد كه جمهوري اسلامي ايران به خاطر برادران اهل تسنن فلسطين، از اعراب نيز هزينه هاي بيشتري پرداخت كرده است.
لازم است خبر رسانه های جهانی را در سه ماه قبل یادآوری کنم که اعلام شد عده ای از فلسطینیهای فقیر که توسط مبلغین شیعه و کمکهای مالی کمیته امداد شیعه شده اند از میان مردم طرد و در انزوا زندگی می کنند. آیا نظام برای کمک به مردم سنی مذهب فلسطین در آنجا هزینه می کند یا برای ترویج ایدئولوژی شیعی و به اصطلاح صدور انقلاب به آن سرزمین؟ !
آیت الله شاهرودی در پایان گفت : هر گونه تحقير عقايد غلط است و علما نيز بايد آن را تحريم كنند حتي بايد در قوانين جزايي ما نيز جرم تلقي شده و با آن برخورد شود اما برخي مسايل اصلا نبايد مطرح شوند مثلا تاسيس مسجد و مدرسهي سني غلط است چرا كه مسجد و مدرسه شيعه و سني ندارد.
براستی چه کسانی عقاید را تحقیر می کنند. آیا پخش اوقات شرعی و نمازهای جمعه اهل تشیع در مناطق سنی نشین از طریق صدا و سیما ، پخش برنامه های اهانت آمیز علیه اهل سنت و هزاران مورد تبعیض دیگر تحقیر آشکار اعتقادات اهل سنت نیست؟ پس چرا علمای شیعه آنرا تحریم نمی کنند؟ ایشان به جای اثبات عمل به شهار انسجام و وحدت اسلامی صراحتا از اهل سنت خواسته اند موضوع مسجد تهران نباید مطرح شود؟ با توجه به مسایلی که در این باره ذکر کردم چرا نباید این موضوع مطرح شود مگر نه آنستکه این مسئله به بارزترین نماد تبعیض و تحقیر اهل سنت در جهان تبدیل شده و جمهوری اسلامی و شعارهایش را نزد افکار عمومی جهان اسلام زیرسئوال برده است.حال جناب ایشان بجای آنکه مسئله را حل کنند دوست دارند صورت مسئله را پاک کنند .چون اینکار به مراتب راحت تر از حل مسئله به نظر می رسد.
تعرض رژيم آخوندي به يك مسجد اهل سنت در شهرستان چابهار
بار ديگر دست پليد وجنايت كار رژيم آخوندي ايران منجربه ريختن خون مردم ؛زنان؛مردان وكودكان بيگناه وامامت به مقدسات مسلمانان در سراسر جهان شد
مقارن 26ارديبهشت 1386 كه نيروهاي نظامي با حضور فرماندار؛سران نيروي انتظامي سعي در تخريب مسجدي در شهرستان چابهار را داشت با مقاومت مردمي ؛مردان ؛ زنان ؛و كودكان روبروشدند گفتني است پس از تخريب قسمتي از مسجد و منازل مسكوني منطقه و جريعه دار شدن احساسات مردمي ؛ ومردم اقدام به پرتاب نمودن سنگ به طرف فرماندار و بخشدار مركزي كه زخم نهدان فرماندار و نهايت اقدام به آتش كشيدن يك دستگاه لودر و يك دستگاه تراكتور مربوط به رژيم را نمودند و در پي اين درگيري كه دستور آتش و شليك آن از طرف فرماندار به سوي مردم اعلام شد تعداد از مردان و كودكان زخمي و يك زن مورد اصابت چندين گلوله قرار گرفت آخرين خبرهاي رسيد از منطقه حاكي براين است كه و ضيعت زني كه كه مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود و خيم وساير زخميها در بيمارستان شهرستان چابهار تحت مداوا قرار دارند و شهرستان حالت حكومت نظامي را به خود گرفته است . وضيعت شهرستان چابهار به صورت فوق العاده از طرف مسئولين نظامي اعلام گريده است . مردمي كه خانه يشان ويران شده به همراه ساير مردم كه احساسات مذهبي آنها سخت جريحه دار شده است خود رابراي تحسن در مقابل فرمانداري شهرستان آماده مي كنند آري اين رژيم است كه صفت گرگي را دارد كه در پوستين ميش ظاهر مي شود درخارج از كشور خود را حامي مظلومين فلسطين و غيره و غيره ميداند و در داخل كشور به تخريب مساجدو سر كوب مردم بيگناه وبيدفاع اهلسنت ميزند البته اين اولين بار نيست كه زژيم دست به چنين اقدامي مي زند تخريب مسجد فيض اهلسنت در مشهد اقدام به تير اندازي وبه گلوله بستن از زمين و هوا مسجد امعه مكي زاهدان و تخريب چند مسجد در نصرت آبادو منطقه بلوچستان تنها گوشه اي از جنايات اين رژيم در مورد جامعه اهلسنت ايران مي باشد
انجمن شاهد
مژده به جامعه مظلوم اهل سنت ايران (مبارك باد شما راداشتن چنين جوانان غيوري)
در مبارزات با ظلم؛و ظالم؛جور وستم در هر منطقه متناسب با فرهنگ ؛مذهب ؛آداب؛رسوم آن منطقه نوع خاصي از مبارزه جهت دفاع از حق و حقوق ؛پاسداري از مذهب و آبرو و سرزمين ومبارزه با رژيم حاكم و فاجر برگزيده مي شود كه بتواند جوابگو و موفقيت آميز باشد در حالي كه خيلي از گروههاي اپوزسيون با نا اگاهي از شرايط ؛اوضاع و احوال مناطق بلوچستان و اهل سنت و فشار حاكم بر اين مناطق سعي در تشويق مبارزين به اتخاذ روشهاي مبارزه به صورت سياسي و تشويق مردم به نافرماني مدني و ترويج مبارزه منفي را در ميان مردم را دارند آري منكر اين نمي شويم كه اين مبارزات جوابگو و كارساز نيست
انجمن شاهد
ادامه مطلب
در چابهار چه می گذرد؟
روزهای اخیر اخباری از تظاهرات و درگیری و به آتش کشاندن خودروهای دولتی در چابهار از طریق سایتها و افراد زیادی در بلوچستان به گوش می رسد جهت تحقیق در این مورد با دوستی که در چابهار به سر می برد تماس گرفتم و گزارشی از رخدادهای چابهار تهیه نمودم و به ملت بلوچ تقدیم می دارم که بدانند در این سوی آبها هم فلسطینی وجود دارد و همچنین نیروهای سرکوبگر متجاوزی که سربازان اسرائیلی را روسفید کردند.
بلوچستان چندین سال در قحط سالی سوخت و بنابر عدم برنامه ریزی و توجه به روستائیان مردم مظلوم این سرزمین به حواشی شهرها روی آوردند تا لقمه نانی بدست آورده و شکم فرزندان خود را سیر کنند از جمله حواشی شهر چابهار بندر بلوچستان میزبان این مهمانان سوخته قحط و خشکسالی بود که هزاران مرد و زن و کودک به این نقطه از سرزمین خود آمده و این زمینها را که هیچگونه مالکیت قانونی نداشته و زمینهای خالی و ویران بودند را آباد کرده و سرپناهی برای خود ساختند و از سوئی دیگر زمینهای چابهار از اول انقلاب تا کنون به مردم بومی واگذار نمی شوند و به ادارات دولتی و نظامی مثل نیروی هوائی سپرده می شوند و آنها انبوه سازی کرده و جهت اسکان غیر بومیان که شاید خود نمی دانند طعمه مکر و نیرنگ رژیم متجاوز می شوند تهیه می کنند و از واگذاری به مردم بلوچ جدا خود داری می کنند بدین علت این مردمان آواره حتی نمی توانند این زمینها را از راههای قانونی در داخل شهر به صاحب زمین شوند لذا بیرون شهر و در حاشیه برای خود خانه و کاشانه ساخته و به زندگی پرداختند اما چون کم کم شهر از گنجاندن تهرانیها تنگ آمده و به فکر توسعه تصرف زمینهای حاشیه افتاده و مدتها برنامه ریزی کردند تا این حاشیه نشینها را از خانه و کاشانه شان بدر کنند و بالاخره روز چهار شنبه با بلدزر و لودر به این منطقه مسکونی که کمب و زیبا شهر نام دارد مانند اسرائیلیها یورش آوردند اما این بار با مقاومت مردمی مواجه شدند و دو خودروی دولتی توسط مردم خشمگین فلسطین اشغالی به آتش کشیده شدند و مردم از پیر و جوان در برابر ماموران دولتی ایستادند و مانند فلسطینیان با سنگ و کلوخ به جنگ با اسلحه گرم رفتند و ماموران دولتی را مجبور به فرار کردند.
این شکست در بابر مقاومت مردمی بر نظام سنگین تمام شد و فورا برای سرکوب اعتراضات نیروهای سرکوبگر را از زاهدان و ایرانشهر و نیکشهر طلبیده و تمام شهر را به محاصره خود در آوردند و عملا حکومت نظامی ایجاد کردند و بردزلها و لودرها صبح پنج شنبه تحت حمایت نیروهای سرکوبگر به تخریب منازل مردم مظلوم و ستمدیده پرداختند صدها خانه گلی و کپری را بر سر مردم آوار کردند مردم خشمگین شدند و روز جمعه با تظاهرات در برابر فرمانداری خواهان توقف عملیات وحشیانه رژیم شدند اما رژیم متجاوز تهران گوش شنوائی ندارد و مردم با ارسال پیغام و نامه و تماس تلفنی خواهان پا درمیانی جنبش مقاومت مردمی بلوچستان هستند
مردم از جنبش می خواهند جهت جلوگیری از تخریب خانه هایشان بر رژیم فشار بیاورد و همچنین تمام مردم چابهار از جنبش می خواهد در برابر سیل هجوم غیر بومیان به چابهار اقدام نماید و جلوی این سیل را بگیرد ورنه مردم بلوچ در چابهار هضم غیر بومیان خواهند شد.
همچنین مردم چابهار خواهان هدف قرار دادن تمامی نیروهای دولتی در این شهر هستند تا شرشان از چابهار قطع گردد.
این خواسته ها به صورت شفاهی بین مردم ایراد می شوند و همه مردم خواهان برخورد جنبش با رژیم در این منطقه حساس اقتصادی بلوچستان هستند تا مردم این دیار از دست بیگانگان رهائی یابند و ما هم امیدواریم کمیته مرکزی جنبش برای این مردم بی خانمان فکری بردارد.
تهیه گزارش دلاور بلوچ
مردم بلوچ کمک ...
مردم ایران کمک ...
مردم جهان کمک ...
چند روز پیش 27 ، 28 و 29 اردیبهشت 1386 بود . چابهار ، چابهاری که مهمان توریست ها و ... است .
یکی از بزرگترین قطب های تجاری ایران و ... CFZ منطقه تجاری آزاد چابهار ...
اگر می آمدین و می دیدین که با مردم چابهار چگونه رفتار می کنند . مأموران نیروی انتظامی دیروز به جان مردم بی گناه چابهار افتادند . آیا ما ایرانی نیستیم ، آیا ما در جامعه اسلامی زندگی نمی کنیم ؟ آیا حقوق بشر شامل حال ما نمی شود ؟
آیا ما انسان نیستیم ؟
این مامورین از کجا آمده امد ... آنها که یانکی نیستند ... آیا یانکی ها به یک طفل رحم نمی کنند ؟ آیا برای بریدن صدای گریه طفل پنج سال باید از گاز اشک آور استفاده کرد ؟
ما به کدامین سو برویم ؟ افغان ها دارند به سرای خویش باز می گردند . آیا آنها ما را در کشورشان راه خواهند داد ، پاکستانی ها چی ؟ آیا آنها حاضرند ما را در کشور خود بپذیرند در صورتی که کشور ما در صلح به سر می برد ؟
و شاید مجبور شویم به عراق پناه ببریم ... آیا ایران آنقدر کوچک است یه تکه زمینی برای زندگی پیدا نمی شود ؟ ما که 10 سال است در این کپرها زندگی کرده ایم . صدایمان در نیامده ، از هیچ چیز شکوه نکرده ایم ... این کپر را هم می خواهند خراب کنند . یکی از زنان بلوچ را کشتند ... دیگری را زخمی کردند ... 100 نفر از همشهری هایمان در زندان به سر می برند ... ما اصلاً حالی نداریم ... اگر تظاهرات کنیم به جرم چیزهای دیگر و مخالفت با رژیم دستگیر می شویم ... مردم حدود 3 روز جلوی درب فرمانداری ایستادند و دست به تظاهرات زدند . اما چه فایده ... هیچ رسانه گروهی آنجا نبود تا صدای ما را از چابهار به جای دیگری برساند . ما باید یکه و تنها جلوی نیروی انتظامی ، ارتش ، سپاه ، مرصاد ، بسیج و... همه کسانی ما را می خواهند از میان بردارند ... ما چه کار کرده ایم در این چند سال که در کپر به سختی زندگی کرده ایم صدایمان خاموش بوده ... از گرانی تورم هم ننالیده ایم با تمام قحطی ها ساخته ایم ... کپرها را سوزانده اند ، آب نیست ، برق نیست ... آیا مسئولین ما می توانند در هوای شرجی چابهار بدون کولر گازی سر بکنند آیا آنها طعم آب شور را چشیده اند ؟
کجاست آن حقوق بشر ، کیست که ما را یاری کند ؟ پس چه شد آن اتحاد ملی و انسجام اسلامی ؟ ما نماینده داریم ... ما به پای صندوقهای رأی رفتیم آقای عبدالغفور ایرانژاد را به مجلس فرستادیم او چشمهایش را بسته ، زبان ندارد ... می خواهد صدای گریه طفل 5 ساله نشنود ...
چند روز آمدند و کپرهای ما را سوختند ... یکی از همسایه ها در آتش سوخت ... نمی دانیم با بغض کردن کاری انجام نمی شود ...
با لودر به جان مردم افتادن انسانیت نیست ...در کجای جهان اینگونه می کنند ...
انگار دیگر می خواهند بلوچی هم نباشد ... نمی دانیم چکار کنید ...
حال و روزگار ما از مردم عراق هم بدتر است ... فلسطینی ها اینگونه نیستندکه ماشده ایم
دست به دعا می بریم و از خدا می خواهیم تمامی ظالمین را از میان بردارد ... از خدا می خواهیم که حق ما به ما برگردد ...
از مردم جهان می خواهیم که از ما دفاع کنند ... اگر ما حق داریم در این دنیا زندگی کنیم
بلوچی درد
ظلمی که به بلوچها وارد است
همواره در طول جنایات آشکار شده، کشتن کودکان بدترین و کثیف ترین جنایت در نوع خود بوده است . کودکانی که ندانسته از دنیایی پر هیاهوی امروز آن را فقط لعبتی برای سرگرمی و خوشحالی خویش میدانند، دنیا را با رنگهای مختلفی در ذهن کودکانه خویش ترسیم میکنند و در ذهن نوپایی خویش به تقلید از زندگی خانوادگی خودشان فرشی کوچک پهن میکنند و به تقلید از پدر و یا مادرشان خود را بزرگ میپدارند .
گویا خود را برای زندگی آینده مهیا مینمایند.فرشته های کوچک با نگاهی معصومانه و خانواده های که تمام هست و نیستشان فرزند است . فرزندشان فرزندشان...
اما نمیدانند در روزی به عیانی و به روشنایی بهترین روزهای آفتابی و در مواجه با دژخیم نفرت و دیوی که هیبتش را بجز سیاهی و پلیدستی چیزی دیگر معلوم نیست و به بهانه حتی یک هزارم هم گناه ناکرده و جرم مرتکب نشده کودکی را .....
به خداوند قسم که دیگر توان گفتن و و ادامه این جملات را ندارم....
اطلاع پیدا کردیم در جنایتی هولناک دختر بچه ای 12 ساله ای در شهر زاهدان توسط مامورین نیروی انتظامی به شهادت رسیده است . این جنایت هولناک نشان از نادانی و عدم درک و عدم شناخت از وظیفه یک مامور انتظامی که وظیفه او حکم در ایجاد امنیت و حفاظت از مردم را دارد.
موسسه نگاران پیرو اطلاعیه های صادر شده از طرف دیگر نهادها و سازمانها و گروهای بلوچ و مدافع حقوق بشر ضمن محکوم نمودن این عمل فجیع و این جنایت هولناک مصیبت وارده را به خانوداه آن کودک و شهیده معصوم و همچنین به تمامی مردم بلوچ تسلیت عرض نموده و برای خانواده آن شهید معصوم صبر و بردباری از درگاه پاکین پرودگار آرزو مند است.
و ضمنا از تمامی سازمانها و گروهای بلوچ عاجزانه درخواست مینماید حال و در این زمان بیایید یک صدا این جنایت را محکوم نماییم و برای محکومیت عامل این جنایت تلاشی همبسته و وابسته و یک رنگ را آغاز نماییم. و پیشنها مینمایم کمیته ای تحت عنوان کمیته محکومیت عاملان جنایت هولناک زاهدان را تشکیل دهیم تا جهت محکومیت واقعی آنان هم در داخل و هم در خارج از کشور فعالیت نماییم . تا خون این شهیده معصوم پایمال نگردد.
با تجدید احترام مجدد.
ورنا بلوچ
مدیر موسسه نگاران
| توسط:کوران دامنى | ||||
| ھرآنگاه که شدى روزى مسن تر مرا از ياد ببر اى کودک دلبند و دلبر من اين اندک برايت مينويسم ھمين چھار خط خود شرح گذشته چه گويم که گله جايى ندارد من ھرگز کودکى برخود نديدم که گويى از ابتدا ھم من نبودم و اگرھم بوده ام کودک نبودم چرا که در ديارم کودکى جرم است گناه من بلوچم من بلوچى بودنم جرم است زمان جرم است,زبان جرم است,سخن جرم است نياز و ھستيم جرم است ھمه رسم و رواج و داشته ھام جرم است ھمه دردم ھمه بيتابييم جرم است و ھرچه دارم حتى خواھشم جرم است و از ھرچيزمھمتر ھم,بلوچى بودنم جرم است و تو فرزند اين مجرم,ببر از ياد بعداز رفتن من تانپرسى که کى بودم من سراغ سرزمينم را نگيرى٬که زار ميگريد و در بنداست که بلوچى بودنش جرم است شيون مکن که در اين ديار غربت و غم بيکسم چه ھست و ھرچه ھست آنھم سکوت است که بيداد ميکند بين من و ما چه بود جرمم ھنوز باور ندارم من که بلوچى بودنم جرم بود ھمين است که آن ظالم به تحقير و تشر رانده است مرا ازخانه ام يکسر و تا بوده است ھمين ھم مصلحت بوده است آرى ھمين است جرم من,بلوچى بودنم جرم است ھمى گريم درون دل که کس بيرون نميبيند و توفرزند دلبندم, فقط اين مطلب آخر مبر از ياد به ھنگام وداع گفتن نفس آخرينم به ديدار وطن بر جسم بى جانم و ھم آھسه و موزون که خاک سرزمينم خفته در خونش ببَر تنھا ھمين نعش مرا برمادرم دلبند بگو آورده ام اکنون ھمان فرزند نا پيدا ھمانکه سالھا گم گشته و دور بود و سر شيدا ميازار و مَکَن خاک زمينم را که قبر من کَنى درآن مرا بگزار جسد گونه کنار گيشرى گُشنه کزين راھم کمک باشد به خاک خود بلوچستان نداشته بيش ازاين کوران کند قربان براه تو ھمين جسم جفا ديده فداى خاک گيشرھاى تو ---------------------------------- گيشر=درختچه زيبايى که فقط درتپه ھا وکوه پايه ھا ودشتھا ى بلوچستان ميرويد | ||||
احمدی نژاد، خامنه ای ننگتان باد!
عصر روزچهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ماه، رؤيا سارانی دختربچه ۱۲ ساله بلوچ که به همراهی برادرش ازمدرسه به خانه مراجعت ميکرد، جلوی درخانه اش درشهرزاهدان، توسط نيروهای وحشی به اصطلاح انتظامی، به رگبارگلوله بسته شد وجان عزيزخويش را ازدست داد.
رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی ايران، تمامی شئون انسانی را زيرپا گذاشته وحتی ازقتل کودکان بلوچ نيزلذت ميبرد. شهريای ودهمرده تمامی زابليهای متعصب ودشمن ملت بلوچ را تحت پوشش نيروهای ضد مردمی نظامی وانتظامی مسلح کرده وبه جان مردم بيدفاع بلوچ انداخته اند تا ازبلوچها انتقام بگيرند وهرکسی را که اراده کنند، به قتل برسانند. زابليهائی که درطول تاريخ جرأت چپ نگاه کردن به بلوچ را نداشته اند، امروزه درپناه احمدی نژاد رئيس جمهورايران وآيت الله خامنه ای رهبرشيعيان ايران، کشتن بلوچ برايشان مثل آب خوردن شده وابعاد جناياتشان دردوسال گذشته به قدری بالاست که ازکنترل خارج است.
انتظارداشتن ازدستگاههای قضائی رژيم آخوندها، جهت عدالت خواهی ومجازات مجرمين، ديدی است سطحی وساده لوحانه. همه روزه درگوشه وکناربلوچستان، جوانان ونوجوانان بيگناه ما توسط همين جانيان پرپرميشوند وبه جای مجازات، پاداش دريافت ميدارند. تمامی اين جنايات برعليه ملت بلوچ، به دستورمستقيم وغيرمستقيم احمدی نژاد وخامنه ای صورت ميگيرند ودراين نظام ازچه کسانی اميد به دادخواهی ميتوان داشت.
روحانيت بلوچ نيزبه جای اعتراض درمورد جنايات عوامل رژيم دربلوچستان ودفاع ازحقوق انسانی مردم بلوچ، جهت دريافت مزايائی جزئی به تهران ميروند وبه تمامی اصول وسنن مذهبی خود پشت کرده وپشت سرآيت الله شاهرودی، رئيس قوه قضائيه رژيم آخوندها، نمازجماعت می خوانند!!!
بنابراين، بر نيروهای سياسی ومبارزبلوچ است تا به افشای هرچه بيشترجنايات مزدوران رژيم درمنطقه بپردازند ودرصفی واحد ومنسجم انتقام خون عزيزانی همانند رؤيا سارانی را ازدشمنان ملت بلوچ بگيرند.
اميربلوچ
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۶
به نام خدا
جنبش مقاومت مردمی شهادت مظلومانه دختر بچه 12 ساله رویا سارانی به دست جلادان رژیم مکر و ظلم آخوندی را محکوم کرده و به خانواده این شهید ، بستگان و مردم بلوچستان تسلیت عرض می کند.
دلاوران جنبش مقاومت مردمی به این جنایت هولناک مامورین نیروی انتظامی که در حقیقت مزدوران سیستم سرکوب ، اشغال ، ترور و ارعاب در منطقه هستند و نیز به آن دسته از مسئولین همانند شهریاریها ، دهمردهها و اربابانشان جوابی قاطع و آتشین بخاطر این جنایتشان خواهند داد.
همچنین جنبش از جامعه روحانیت و اشخاص ذی نفوذ و سرشناس حقیقی و حقوقی می خواهد که این عمل جنایتکارانه رژیم را محکوم کرده و از روشهایی که در اختیار دارند رژیم را تحت فشار قرار دهند و این وظیفه یک یک مردم است که با تمام توان خویش علیه جنایات رژیم اقدام نمایند و جنبش هم در همین راستا با روشهای خویش اقدام را خواهد نمود.
جنبش مقاومت مردمی ایران
(جندالله)
باری دیگر در بلوچستان من جنایت آفریده شد
باری دیگر در سرزمین من لاله ای معصوم توسط متجاوزان و دژخیمان تاریخ معاصر پر پر شد
باری دیگر دردندگان رژیم ضد بشری درنده خوئی و جنایت و آدم کشی خویش را به نمایش گذاشتند
باری دیگر رویائی معصوم مورد حمله ناجوانمردان تاریخ قرار گرفت
باری دیگر سرزمین بلوچستان با خون یک دختر بلوچ رنگین شد
آری بلوچستان این سرزمین زیبا همیشه نظاره گر ظلم و جنایت و خیانت و تجاوز و قتل و کشتار زنان و کودکان و دختران و پسران و جوانانش بوده است!
سرزمین زیبا و دیدنی با مردم خونگرم و دلیرش همیشه شاهد بیداد و تحقیر و تذلیل بیگانگان درنده صفت بوده است
در همین سرزمین در سال هفتاد و یک دختری دوازده ساله در کنارک مورد تجاوز ماموران نیروی هوائی قرار گرفت و به وحشیانه ترین وجه به کام مرگ رفت
در همین سرزمین طلبه ای نوجوان( شمس الدین کیانی) با دردناکترین صورت در شهر زاهدان سوزانده شد
در همین سرزمین در مهرماه سال گذشته در بمپور سه دختر نوجوان چادر عزتشان توسط پاسداران درنده خو تار تار شد
در همین سرزمین در پاکسازی نصرت آباد زنان و دختران بلوچ مورد تجاوز سگ صفتان متجاوز قرار گرفتند و بعد در کامیونها انداخته شده و در شهر کمپرس شدند
سرزمینم باری دیگر جنایتی هولناک و نابخشودنی دید جنایتی که همه را تکان داد و قلبهای فرزندان بلوچستان را به تپش در آورد و مو بر بدن همگان سیخ کرد و خواهری دیگر خونش بر سرزمین بلوچستان ریخته شد
خون گلگونش بر دیار همیشه مظلوم بلوچستان ریخته شد و متجاوزان با خنده و تمسخر از کنارش گذشتند
اما این جنایکاران بدانند که تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است و انتقام این خون و خونهای پیشین از متجاوزان گرفته خواهد شد و جوانان این دیار درسی به یاد ماندنی به جباران و خون آشمانان خواهند داد.
انتقامی که آثاری به جز لکه های خون کثیف متجاوزان در این سرمین به جا نگذارد و آن هم برای عبرت تا دیگر متجاوزی تجاوز به این خاک را در سر نپروراند و بدانند که بلوچ تفتان است که آرام می سوزد اما با انفجارش از تکه پاره های متجاوزان چیزی بر جا نخواهد گذاشت.
بلوچ دریاست که که پلیدیها را در امواج خروشانش از بین خواهد برد
امروز دیگر مالکان این سرزمین منتظر نخواهند ماند و با تکیه بر الله و خون پاک شهیدان نه تنها دست پلید جنایتکاران را از بلوچستان قطع می کنند که انتقام تک تک شهیدان را از اهریمنان شیطان صفت خواهند گرفت.
من به مادر و پدر و سایر خانواده رویا تسلیت می گویم اما این پیغام را هم می دهم که مطمئن باشند که انتقام خون رویا را خواهیم گرفت رویا خواهر و دختر هر بلوچ هست و جوانان بلوچ به آسانی از کنار خون خواهرشان نخواهند گذشت و چنان کنند که آه و فغان متجاوزان آسمان را بدرد.
دلاور بلوچ
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرز پر گهر :
حدود ساعت ۱۷:۳۰ عصر روز گذشته ( چهارشنبه ) جنایت هولناکی توسط گشت نیروی انتظامی رقم خورد که مردم بلوچستان را غرق در عزا و ماتم کرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی و مشاهدات عینی گشت نیروی انتظامی روز گذشته خودوری پژویی را که حامل یک خواهر و برادر بوده است ، تعقیب می کند. پسر جوان راننده خودرو که فاقد گواهینامه بوده به علت نداشتن گواهینامه توقف نمی کند و از میدان پرستار به سمت بلوار برق به حرکت خود ادامه می دهد. این نوجوان که الیاس سارانی نام دارد در حال بازگرداندن خواهر ۱۲ ساله اش که برای امتحانات راهنمایی به مدرسه اش رفته بود مورد تعقیب گشت نیروی انتظامی کلانتری ۱۹ قرار می گیرد.
راننده جوان پس از رسیدن به محل سکونت خود در بلوار برق از اتومبیل پیاده شده و تسلیم می شود اما افسر درجه دار نیروی انتظامی به نام کشته گر که یک فرد سیستانی است به سمت اتومبیل تیراندازی می کند که در نتیجه خواهر راننده به نام رویا سارانی به شهادت می رسد.
شاهدان عینی می گویند کشته گر علیرغم تذکر سربازان همراه وی و همسایگان به خودروی در حال توقف و دختر ۱۲ ساله بلوچ تیراندازی کرده است.
پس از این جنایت هولناک خودروی گشت نیروی انتظامی بلافاصله پا به فرار می گذارد که به علت سرعت زیاد به یک موتورسیکلت برخورد می کند و دو پای راننده موتورسیکلت به شدت آسیب دبیده و می شکند.شایان ذکر است عاملین این جنایت با اعزام جرثقیل به صحنه جنایت تلاش کرده اند صحنه اصلی را قبل از انجام تحقیقات به هم بزنند.
این جنایت هولناک در محدوده کلانتری ۱۷ توسط گشت کلانتری ۱۹ اتفاق افتاده است.خانواده و بستگان مقتوله نوجوان امروز برای شکایت به دادسرای نظام مراجعه کرده اند .
باید دید مدعیان عدالت و امنیت چگونه با این جنایت وحشیانه برخورد می کنند و تا کی باید مردم از دیدن گشت نیروی انتظامی وحشت کنند و علیرغم نداشتن هیچ جرمی از ترس جانشان پا به فرار بگذارند . آیا این مسایل جزو مصادیق فساد در نیروی انتظامی نیست؟ اینگونه جنایتکارانی چگونه و با چه معیارهایی گزینش شده و ارتقای درجه یافته اند و با چه پشتوانه قوی و نیرومندی اینگونه وقیحانه به هر جنایتی دست می زنند؟
پرسش این است که اگر چنین جنایتی در جای دیگری از جهان بوقوع می پیوست با چه واکنشهایی روبرو می شد و مسئولان جمهوری اسلامی چه واکنشی نسبت به آن نشان می دادند؟
مردم بلوچستان و ایران در انتظار نحوه برخورد مسئولان با عامل یا عاملان این جنایت هستند.
محمود براهوئی نژاد با اینکه از مخالفان مبارزه مسلحانه هستند و همیشه با زبان سیاسی از حقوق مردم بلوچ و اهلسنت دفاع کردند ولی باز هم همیشه از جانب وزارت اطلاعات تحت فشار بودند و همین فشارها موجب تعطیلی وبلاگ ایشان شد و بلاگ ایشان مرز پر گهر به حق که از بهترین پایگاههای اطلاع رسانی بودند شاید بنده روزی دهها بار از وبلاگ ایشان بازدید می کردم و در بلوچستان هیچ وبلاگ و سایتی به اندازه مرز پر گهر شهرت و بازدید کننده نداشت و ظلم است نام وبلاگ بر آن نهاد که دائره المعارف افکار و اندیشه ها و اخبار و تحلیلهای مختلف بود و تعطیلی آن موجب تاسف همگان شد.
الان باری دیگر محمود براهوئی نژاد فعالیت در مرز پر گهر را آغاز کردند که این آغاز را ما به ایشان و ملت بلوچ تبریک می گوئیم من با اینکه با دیدگاه مبارزه مسلحانه محمود اختلاف دارم اما ایشان را بابت خدمات و تلاشهایشان می ستایم.
مطلب زیر از مرز پر گهر با قلم شیوای محمود براهوئی نژاد می باشد
می گویند در بیخبری نیز خبرهای بسیاری نهفته است. دو هفته پیش عده ای جوان فعال در یک تشکل غیردولتی که فقط سودای نام در سر می پروراندند در زاهدان دستگیر شدند و تا کنون از چند و چون آن اطلاعی در دست نیست.بگذریم که در این ماجرا هم پرسشهایی طرح شد و یاران این جوانکان به جای پاسخ به پرسشها و تلاش برای آزادی یاران دربندشان ناجوانمردانه زبان به فحش و ناسزا بر پرسشگران گشودند که از بی ادبان و انسانهای ضعیف و لاشعور جز این برنیاید.و خوب شد که دانستیم تربیت یافتگان مکتب این نهادهای به اصطلاح مدنی و فی الواقع زدنی جز هتاکی نیاموخته اند . این رفتارها نیکو ضرب المثلی بلوچی را به یادم می آورد که : سگها پارس می کنند اما کاروان به راه خود ادامه خواهد داد. این بیچارگان نمی دانند که حکومت منفعت خود می برد و باید به جای این یاوه سراییها اندیشه ای برای رهایی دوستانشان کنند در این میان پیشوایان سیاسیشان چند روزیست که خشم و قهر خویش را بر سر خدا و قرآن فریاد می زنند و بیشرمانه آیات کلام الله مجید را به سخره گرفته اند ، پاسخشان نمی گوییم که کلام الله را خود حافظیست توانا.
هفته قبل آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه جمع بزرگی از علمای اهل سنت کشور را دعوت ( احضار ) فرمودند و به زبان خوش و لطایف الحیلی آشکار از آنان خواستند تا درباره مطالبات اهل سنت و بویژه موضوع مسجد تهران از این پس لب فرو بندند که گویا سودی ندارد.
روز گذشته سلیمی از دادگاه ویژه روحانیت در زاهدان نشستی با علمای اهل سنت داشتند و اظهارت آیت الله شاهرودی را به بیانی دیگر و به مناسبت حساسیتهای منطقه ای و سوءاستفاده دشمن و ... تکرار فرمودند.
دوستانی نیز از من زبان به انتقاد گشودند که مطالب وبلاگت تند است و عنقریب که به دردسری بزرگ خواهی افتاد و از شما چه پنهان اندکی از این اظهارات نه هراسان بلکه اندیشمند شدم که کجای این مطالب تند و کجایش کند بوده است ! بر این باورم که جز اطلاع رسانی و دفاع از عقیده ام چیز دیگری نگفته و ننوشته ام که در باب عقیده مجالی برای تعارف و ترس نیست و البته هر چه بوده بی غرض بوده است ...
دو روز پیش نیز درگیری بزرگی با گروه جندالله در ۸۵ کیومتری سراوان روی داد که بی تردید تلفاتی هم داشته است و به علت عدم اطلاع رسانی دقیق ما از کم و کیف آن و سرانجامش بی اطلاعیم . و اینبار اما رسانه ها دم برنیاوردند شاید بدین سبب که کرسی لرزان دکتر دهمرده بیش از این لق نزند و دکتر که حال چنین منصبی را به چنگ آورده و بسان حکایت خرس و پوستین رهایش نمی کند بار دیگر به شترمرغ پروری نیافتد و سیستانداریش تعطیل نشود.شاید اگر خبر این درگیری درز پیدا می کرد لکه سیاه دیگری بر کارنامه دکتر در عدم تواناییش در تامین امنیت منطقه افزوده می شد.
چند صباحی است که مهندس بزرگزاده یکی از توانمند مدیران بلوچ که نمی توانست با مدرک فوق لیسانس و سابقه چندین سال مدیریت ، زیردستی مدیر دیپلمه سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی و ... را تاب بیاورد به محل کار سابقش در صدا و سیمای تهران بازگشته است تا آرامش سیستان نهادهای اداری بر هم نخورد و خواب شهرکیها و دهمرده ها آشفته نشود.
و خبرهای ریز و درشت دیگری که حکایت از آن دارد که خبرهایی بزرگ به پیامد این خبرهای ریز و درشت در پیش است . خیر و شرش را نمی دانم اما از خداوند منان می خواهم که عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند و مغلوب حوادثمان نکند
چرا در سرزمینم دیگران بر من حکم برانند!!
جای حیرت است و تعجب !!!
که در خانه ام بیگانه ای وارد شود و خود را مالک و صاحب خانه ام جلوه دهد و من را برده ای که هیچ حقی نه بر خود و نه بر خانه ام داشته باشم آبم به کام آن بیگانه متجاوز و ناموسم در اختیار وی و ثروت و سرمایه ام را به یغما برد و من حتی جرات جنباندن سر را هم نداشته باشم ورنه باید تو سری بخورم و از خانه ام آواره شوم!!!
شاید برای شما در این قرن متمدن باور نکردنی باشد اما حقیقت چنین است!!!
آری خانه من بلوچستان است و من و یا ما صاحب بدون اختیار آن که حتی برای نفس کشیدن باید از بیگانگان متجاوز و آن هم قسی القلب و جنایتکار اجازه بگیریم !!!
من و یا ما در خانه خود بیگانه ایم و متجاوزان خون آشام مالکان بدون چون و چرای سرزمین من و ما !!!
بیگانگان در گذشته و حال نشان دادند که به هیچ دینی نیستند و نمی خواهند حق من را بدهند دلمان را خوش کرده بودیم که از نظام طاغوتی شاهنشاهی می رهیم و انقلاب خمینی را همراهی کرده بودیم اما غلط بود آنچه پنداشته بودیم و نه تنها مظلومتر شدیم که هزاران برابر بر استضعاف و اجحاف و ستم و محرومیتمان اضافه شد و بدتر از آن شدیم که بودیم الان هم بسیارند که وعده می دهند و مانند خمینی لبخندی بر لب ثبت می کنند البته آن یکی لبخند فریب و این یکی استهزا و مسخره که شاید باز در دامی دیگر بیاندازندمان!!!
اما آیا باید ما همیشه این و آن را تجربه کنیم و نسلها در بند باشیم و سرزمین و دیارمان به کام و نام دیگران یا باید چاره بیاندیشیم تا نه دیگران که خودمان بر سرزمینمان حکم برانیم و خود با دستان خود این دیر ستم کش را تبدیل به بهشتی برای نسلهای آینده کنیم؟
چه زیبا فرمودند سرور کائنات پیامبر عظیم الشان اسلام صلوات الله علیه : مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
یا گفته اند آزموده را آزمودن خطاست
این سوالی است که دقیق باید پاسخ داده شود تا شیر از آب جدا گردد و ما هم از این همه بدبختی نجات یابیم .
دلاور بلوچ
تعداد هفت نفر در شهرستان سراوان و چابهار دستگیر شده اند که در این میان دو نفر از دستگیر شدگان سنشان کمتر از 17 سال میباشد این افراد به جرم ارتباط با جنبش مقاومت مردمی ایران دستگیر شده در گفتگوی نزدیک با مادر و برادر یکی از دستگیر شدگان از ارتباط فرزندشان با این حرکت را تکذیب و گفتند فرزند ما در حال حاضر مشغول به تحصیل در دوره پیش دانشگاهای است و ارتباطی با جنبش جندالله نداشته و ندارد. گویا این دانش آموزان مدتی پیش دربحث با معلم خود در خصوص عبدالمالک وی را متهم به دروغ و شایعه پراکنی پیرامون جندالله کردند و خود را حامیان مقاومت و دوستداران رهبریت جنبش یاد کرد.
این پیام توسط یکی از دوستان نزدیک برای من ارسال شده است.
به نام خدا
24 اردیبهشت 1386
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند رژیم آخوندی ایران که چندی است توسط رابطین مذاکراتی را با جنبش آغاز کرده بود در حین این مذاکرات بار دیگر عدم پایبندی خود را به هیچ اصل و منطقی شب گذشته با قصد یورش به یکی از پایگاههای مبارزین در منطقه سراوان اثبات کرد و مبارزین در برابر این یورش نیروهای سرکوبگر عملیاتی دفاعی را آغاز کردند که این درگیری از حدود ساعت 3 بامداد تاکنون در جریان می باشد و تا لحظه ارسال خبر 6 نفر از پاسداران سرکوبگر رژیم به هلاکت رسیده اند و یک نفر از این جنایتکاران نیز توسط مبارزین دستگیر شده است و طبق آخرین گزارش ارسالی ، مبارزین در صحت و سلامت کامل بوده و هیچ گونه تلفاتی نداشته اند و بخاطر درگیری شدید که تاکنون در جریان است اطلاعات دقیق ارسال نشده است و جنبش در ساعات آتی اطلاعات دقیقتر را به اطلاع مردم عزیز و سلحشور خواهد رسانید .
لازم به ذکر است نقطه دقیق درگیری در نزدیکی یکی از پایگاههای مبارزین جنبش در منطقه گزبستان حوزه کوهک حدفاصل 85 کیلومتری شهرستان سراوان رخ داده است .
جنبش مقاومت مردمی به رژیم جهل و جور آخوندی ایران شدیدا اخطار می کند که در صورت عدم توقف حملات زمینی و هوایی به پایگاه مبارزین و کشتار مردم بی دفاع ، جنبش عملیاتهای درون شهری را در دستور کار قرار خواهد داد .
جنبش مقاومت مردمی ایران
(جندالله)
بلوچستان سرزمین ملت بلوچ است
در جهان هستی ملل و اقوام زیادی به سر می برند و هر ملتی از خود سرزمینی دارد که هزاران سال و با نشیب و فرازهای تاریخ در آن سرزمینش زیسته است و آن سرزمین متعلق به همان ملت می باشد و هیچ کس را حق نیست که بر سرنوشت آن ملت حکم راند و آنان را مورد بردگی و استعمار و استثمار قرار داده و ثروتهایشان را به کام خود زند و مردم را با زور اسلحه به بند کشد و بر سیاه و سفیدش و بر تار و پودش قدرت و نیروی خود را به نمایش بگذارد اما ما ملت بلوچ شاهدیم که در سرزمین گرانبها و زرینمان که از یک جهت با دریائی وصل است که تمامی کشتیهای غرب باید از آن بگذرند تا به اقیانوس هند وارد شوند که به قول دوستی اگر بلوچستان هیچی داشته نباشد همین مالیات کشتیها اقتصادش را تامین خواهند کرد و از سوئی دارای مرز طولانی خاکی است که می تواند بهترین گذرگاه اقتصادی ،تجاری باشد و از جهتی با زمینهای بکر کشاورزیش توان بازدهی محصولات عمده کشاورزی را دارد و در کنار این همه سرزمین بلوچستان مملو از معادن زیر زمینی نفت و گاز و طلا و مس و اروانیوم و سنگهای گرانبهای دیگر می باشد که بسیاری از آن معادن در بلوچستان پاکستان کشف شدند و الان نیمی از کشور پرجمعیت پاکستان از گاز بلوچستانش بهره می برد ولی استعمار گران در این قسمت فعلا از ترس اینکه اگر معادن زیر زمینی بلوچستان کشف شود قبل از موعد بلوچستان به غنای اقتصادی میرسد و در نتیجه برای مرکز تبدیل به مشکل خطر آفرینی می گردد لذا تا تصفیه بلوچستان از ملت بلوچ و یا حد اقل بر قراری توازن جمعیت فارس و بلوچ در بلوچستان هیچ گونه فعالیتی در راستای رشد اقتصادی منطقه نمی شود تا به فقر ملت بلوچ افزوده شود و فقر خود یکی از موجبات تباهی و نابودی یک ملت می باشد زیرا همین فقر سبب مفاسد اجتماعی و همچنین سبب روی آوردن جوانان به خرید و فروش و اعتیاد به مواد مخدر می شود که دست استعمارگران را برای جنایت و اعدام می گشاید و....
و اگر چنانچه اندک فعالیت عمرانی و رفاهی و علمی صورت می گیرد نه جهت خدمت رسانی به مردم بلکه در راستای تثبیت پایه های متجاوز انجام می گیرد زیرا با بنای هر خانه و یا کارخانه و یا دانشگاه سیل غیر بومیان به بلوچستان سرازیر شده و راه تمامی ادارات و مراکز علمی برای ملت بلوچ مسدود می گردد و از آنجائی که بلوچ ملتی جداگانه و مستقل می باشد و زبان ، لباس ، مذهب و فرهنگش با متجاوزان فرق می کند در سرزمین و کاشانه و خانه خود مورد تبعیض فاحش از سوی متجاوز که هیچ حقی در این سرزمین ندارند قرار می گیرند و اگر صدایشان را بلند کنند به بدترین وجه سرکوب می شوند ، تحقیر می شوند ، توهین می شوند و مورد ضرب و شتم نیروهای سرکوبگر فرستاده شده از تهران قرار می گیرند.
ملت بلوچ اگر حقش را در سرزمینش بطلبد اشرار نام می گیرد و اتهامهای از قبل آماده در پرونده اش ثبت می گردد به سوی سیاه چالهای دهشتناک رژیم برده می شود و تحت شکنجه های غیر انسانی اعتراف به جرمهای ناکرده می کند و اعدام می شود هیچ کس حق ندارد اعدامهای رژیم را افشا نماید ورنه جنازه معدوم را تحویل نمی دهند خانواده اش را بازداشت می کنند نزدیکانش را هم به دار می زنند تا درس عبرتی باشد برای دیگران که اعدامها را افشا نکنند.
اگر به منطقه گلوگه زاهدان بروید می بینید که چندین نفر از یک خانواده ناپدید هستند وقتی از خانواده سوال می کنید عزیزان شما کجا هستند از ترس می گویند در سفر به سر می برند در صورتیکه همه یا اعدام شدند یا روی مین رفتند و یا تیرباران شدند این نمونه ای از خروار جنایت در بلوچستان است.
ملت بلوچ در سرزمین خود هیچ حقی ندارند و استعمار چنان ذهنها را تصفیه نموده که مردم فکر می کنند هیچ حقی ندارند و همین که زنده هستند احسان و منت تهرانیان است و این شیوه استعمار طی تاریخ بوده است که جلوی رشد افکار عمومی را با دسائس و توطئه و تبلیغات سوء بگیرند اما امروز وضعیت فرق کرده است جوانان غیوری از این سرزمین با فدا نمودن جان خود موجبات بیداری را در ملت بلوچ پدید آوردند که نمونه آن را در هیچ نکته ای از ایران نمی توان یافت که نود و هشت در صد ملت بلوچ اعم از دانشگاهیان ، حوزویان ، جوانان و عموم مردم بلوچ تنها راه عزت و سربلندی خود را در رهائی از ستمگران و متجاوزان می دانند و ترس و هراس سران رژیم را فراگرفته است و پیشنهاد مذاکره با جنبش می دهد به نظر بنده تنها راه رهائی ملت بلوچ رسیدن به حق تعیین سرنوشت خود می باشد و هیچ ملت تا زمانیکه بر سرنوشت خود حاکم نباشد نمی تواند در هیچ زمینه ای به رشد و ترقی و تعالی دست یابد البته این نظر شخصی بنده است که در گفتگویم با کادر سیاسی جنبش آن را مطرح نمودم و در این مورد ساعتها گفتگو کردیم که امیدوارم همه ما به یک نکته اتفاق در این مورد برسیم تا بتوانیم برگ جدیدی از تاریخمان را رقم زنیم.
دلاور بلوچ
هر آنچه بر زبان و بر دل دارم در کاغذی می نگارم که این حتی ذره ای از غم و بغض و نفرتم بر این مردم ناموس فروش نمی کاهد.
نگوئید که بی ادبانه است ، نگوئید که بی پروا گونه هست ، که حقیقت دل و اشک جانسوزانه است.
می نویسم از آن کسانی که حرمت نمک را شکستند از آن مفلوج نمک ناشناس که خود را امام امت می نامد. از شیطان بزرگ ، از اهریمن تاریخ ، از خامنه ای پر تزویر، از آن ناپاک بی تدبیر.
از آن تلخک بین المللی که خود را مضحکه دنیا کرده است ، احمدی نژاد آن ظالم دست به قمه ،آن پاسدار بی شرم که پاسداری از ظلم و آئین شیطانی را بر عهده گرفته است.
و نوچه های بی ارزشتر از پست و به عمل آورنده احکام شیطان و جنگ با اسلام و هر چه انسان ، آن جنایتکاران زمان شهریاری و دهمرده که برای تکمیل پروژه ماشین نسل کشی شان از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند.
و دردناک تر از همه خود را مدافع حقوق مردم مردم می دانند.
و امروز پا بر رگ غیرت بلوچ گذاشتند. بلوچی که همه چیز خود را در راه غیرت می دهند.
بلوچی که تمام ملامتها و کم کاریهای را ندیده گرفت و ساخت و سوخت وخم به ابرو نیاورد و لب به اعتراض و گله نگشود.
و اما نتیجه چه شد......
آن بی شرمان بی ننگ بجای اینکه سکوت بلوچ را در صبر تعبیر کنند آن را در بی قدرتی و ناتوانی بلوچ انگاشتند.
و حالا می خواهم از آنها که تک تک شان نمک بلوچ را خوردند و نمکدان شکستند فقط بپرسم که هیچ از طوفان خشم بلوچ در تاریخ پر از تحریفشان نشنیده اند.
از انفجار بعد از خاموشی ، از انفجار بغض بلوچ که همه چیز را با خود می سوزد و نابود می سازد.
و اگر نمی دانند به آنها می گویم که به تفتان بنگرند ، که آرام می سوزد و هرگز خاموش نمی شود و هرگز از قدرت نیافتاد تا روزی که طوفان خشم اش دنیا را بلرزاند.
آری این است بلوچ ، آرام با خود می غرد و می خروشد وای بر آن روزی که این بغض بترکد و انفجار خشم آن شما را بلرزاند که هم اینک نیز می لرزید و می ترسید و جنایتتان از روی ترستان است.
آری بلوچ امروز گل افشان است که آرام آرام در فضای غم و درد و خفقان رشد کرد و بلوچی که روزی به چشم نمی خورد حالا می خواهد تاریخ حق را رقم بزند.
و امروز اعلام می کنیم که به خدا قسم که جوان امروز آماده جنگ در راه غیرت و میهن است.
به خدا قسم که مرگ را با جان و دل می پذیریم و مرگ برای مان شربت نوشین است.
و آغاز زندگی جاوید است و برای رسیدن به حق و شهادت در راه حق کوچکترین تردیدی به خود راه نمی دهیم.
و با خون سرخمان صحرای تشنه را سیراب می کنیم و بلوچستان را زنده ، و باری دیگر به شما گرگ صفتان و ضحاکان مار بر دوش هشدار می دهیم که دست از این کارهایتان بردارید و بروید و اما دیگر به بلوچستان قانع نیستیم که می خواهیم ریشه ظلم را از بن برکنیم و اعلام نمائیم که شما دشمنان ما هستید و نه که در بلوچستان که در هر جای ایران که باشید سزای جنایات و ظلمهایتان را به شما خواهیم داد.
و خون کثیف و سیاهتان را می ریزیم و جان کندنتان را می نگریم همانطور که با جوانان ما می کنید.
این درست است که ما در راه حق و برای دفاع از غیرت و آزادی خویش می جنگیم و نمی توانیم به مانند شما جنایتکار باشیم اما می توانیم شما را قصاص کنیم و آن روز رسیده و مژده می دهیم که تا رسیدن حق دیگر فاصله ای نیست و همه بی دینان و ظالمان را به جهنم و به درک واصل خواهیم نمود.
آری حالا کار شما به جائی رسیده که به عفت و غیرت خواهران و دختران بلوچ دست درازی می کنید عفتی که هزاران سال است به آن افتخار کرده اند و هیچ زمانی نگاه بیگانه ای به آن نرسیده است.
آری این دیگر شروعی دیگر است شروعی دیگر از نوع دیگر اینبار می خواهیم بمیریم و بکشیم و شرتان را از این سرزمین پاک دامن کم کنیم و به همه بیگانگان هشدار می دهیم که بلوچستان را ترک کنند که آتش خشم ما دیگر هیچ کس را نمی شناسد و همه را می بلعد و به خدا قسم که صحرای بلوچستان را قبرستان جسم های طاعون زده تان خواهیم نمود.
به شما نشان خواهیم داد که جواب تجاوز را چگونه می دهند دیگر این من نیستم که حرف می زنم و دیگر اقوام بلوچ پسوندی ندارند این ما هستیم و این ما دیگر فقط یک پسوند دارد و یک هدف و آن پسوند بلوچ است و هدف فقط بلوچستان و دیگر مرگ را به استقبال می رویم و آن را گوارا می دانیم.
آری شما از حقیقت مردان و غیرت بلوچ بی خبر بوده اید و باید منتظر عواقب آن باشید.
که آخر راه را به روشنی می توان دید و آن پیروزی حق بر باطل است و سرنگونی نظام پر از حیله و فریب و ظالم صفت که فقط نام اسلام را با خود به یدک می کشید و فقط با نام آن سوء رفتار می کنید که حق اسلام شما را سرنگون خواهد نمود.
به امید بلوچستانی آزاد و آباد
الف از پهره از دوستان دلاور
مذاکرات رژيم، توطئه يا هدفمند؟
وبلاگ دلاورکه عمدتاً ديدگاههای جنبش مقاومت مردمی ايران(جندالله) را منتشرميکند، بتاريخ ۱۷ ارديبهشت ماه، پرده ازمذاکرات غيرمستقيم رژيم جمهوری اسلامی ايران وجنبش مقاومت مردمی ايران برداشت که توسط ريش سفيدان بلوچ درجريان است.
پس ازعمليات موفقيت آميزموسوم به تاسوکی که ۱۴ ماه پيش بين زابل ـ زاهدان وتوسط جنبش مقاومت مردمی صورت گرفت که طی آن ۲۲ تن ازمزدوران رژيم ازپای درآمدند، اين اولين باراست که سخن ازمذاکره مطرح ميگردد.
رژيم تهران که حمايت باندهای متعصب وضد بلوچ زابلی را احساس ميکرد، علناً به تمامی بلوچها اعلان جنگ داد وبا ارسال نيروهای بيشمارسرکوبگروجلادی خون آشام بنام آخوند" ابراهيم نکونام" به بلوچستان، به کشتارواعدامهای گسترده پرداخت. اقدام جنايتکارانه ای که طی سال گذشته به قيمت جان بيش از۱۰۰۰ جوان ونوجوان بلوچ تمام شده است.
حکومت نظامی اعلام نشده دربلوچستان وبخصوص زاهدان ،قلب بلوچستان، وتشديد سرکوب وخفقان، بازداشتهای بی رويه بلوچها، شکنجه های گوناگون ازجمله ناخن کشيدنها ـ کوبيدن ميخ برسروصورت وپاهای دستگيرشدگان واعداميها و... نتوانست خللی درعزم واراده پولادين جوانان ومبارزين بلوچ وارد سازد.
بلوچها به عينه مشاهده کردند که رژيم تهران درپناه عوامل تبهکارشهرياری ـ دهمرده قصد نسل کشی بلوچ وتبديل بلوچستان به زابلستان را دارد و نميتوانستند نظاره گرصحنه شوند ومرگ تدريجی خويش را پس ازمدتی نه چندان دورمورد تائيد قراردهند. صف مبارزين فشرده تروحمايتهای مادی ومعنوی مردم ازآنان گسترده ترميگشت. هربلوچی قلباً ازعمليات انجام شده برعليه سرکوبگران ملت خود، شاد ميشد وبرای مبارزين دعای نيک ميکرد.
احمدی نژاد رئيس جمهورحکومت شيعه ايران، که درعصرعلم وتکنولوژی کنونی، هنوزهم درعالم خرافات قرون وسطائی گرفتاراست، بگونه ای که مزدورانش برايش تفهيم کرده بودند براين باوربود که ميتوان به راحتی وبا قدرت اسلحه، بلوچ را نابود ساخت وسرزمينش را با هست ونيستش به تصرف درآورد ونام سيستان برآن نهاد و.... آرزوئی که با انفجارهای زاهدان که درآن شماری ازپاسداران سرکوبگرملت بلوچ به هلاکت رسيدند، نقش برآب شد. اينست که بازريش سفيدان وسران طوايف بلوچ را جستجومی کنند وبحث مذاکره وگفتگو پيش کشيده ميشود.
تمامی نيروهای ترقی خواه ازمذاکره بعنوان يک تاکتيک مبارزاتی استفاده ميکنند وامريست پسنديده. اما همزمان بايد به اهداف پشت پرده دشمن درتن دادن به چنين امری آگاه بود. تاريخ ۲۸ ساله جمهوری اسلامی ايران، نشان داده است که سران رژيم تهران هرگزدرمذاکرات خويش صادق نبوده اند. آنان ازبازکردن باب ديالوگ، چه دررابطه با مسائل داخلی ويا موضوعات بين المللی، مقاصد ديگری ازجمله ضربه زدن، فريب، وقت کشی و... را داشته اند.
اينکه چرا رژيم هم اينک تن به مذاکره داده است، درحاليکه تا همين چندی پيش دلقک حلقه به گوششان درمجلس شهرياری، ازاعدام های وسيع ۷۰۰ نفری وسرکوبهای گسترده تروبه حاشيه راندن بيشتر بلوچ واهلسنت سخن می گفت، موضوعی است که بايد مورد بازديد جدی قرارگيرد.
بنا به نوشته وبلاگ دلاور، رژيم تمامی خواسته های جنبش مقاومت مردمی ايران را پذيرفته است واما درمحرمانه بودن مذاکرات پافشاری ميکند. درجهان بارها اتفاق افتاده است که نيروهای متخاصم درشرائطی ازجنگ خسته شده وراه گفتگو را جهت حل اختلافات برگزيده اند وچنين مذاکراتی زمانی ثمربخش بوده اند که پشتوانه بين المللی داشته وطرفين درگيری خود را نسبت به اجرای قطعنامه های صادرشده مقيد دانسته اند.
اما شرائط ايران با کشورهای ديگرمتفاوت است. حکومت تهران مجامع بين المللی را به رسميت نميشناسد. به کشورهای همسايه با ديدی تحقير آميز مينگرد. درحين مذاکره، طرف مقابل را ترور و از پای درمی آورد. تسليم شدگان را پس ازگذشت مدتی کوتاه، يا درتصادفات ساختگی ويا توسط زهربه قتل ميرساند و....
اصول بنيادين حاکميت ايران، با دمکراسی واحترام به حقوق مليتهای ساکن ايران درتضاد آشکارقرار دارند وتا زمانيکه اين اصول ظالمانه دگرگون نشوند، هيچ اميدی به بهبود شرائط بصورتی واقعی
نخواهد بود.
درسيستم حکومتی ايران نيزتغييرات خاصی صورت نگرفته است که آنان را دال براين چرخش رژيم بدانيم. رهبر، رئيس جمهور، وزيرکشور، وزيراطلاعات و ... همانهائی هستند که به اتفاق باندهای مزدور زابلی، مسئوليت کشتار، اعدام، دستگيری وشکنجه هزاران جوان بيگناه بلوچ را برعهده دارند. اين رژيم آنقدر جاهل، بی منطق و تنگ نظر است که به اهل سنت ايران اجازه نميدهد تا درتهران و يا شهرهای بزرگ ديگرمسجدی بسازند. موضوعی که سبب نارضايتی تمامی سنی مذهبان شده است. داشتن مسجد درتمامی کشورها، حتی کشورهای اروپائی و آمريکائی امريست عادی وهمه دراجرای مراسم مذهبی خويش آزادند.
تن دردادن رژيم به مذاکره ازسه حال خارج نيست. ابتدا اينکه ازاين کانال سرنخی ازرهبريت جنبش پيدا کند وآنرا ازبين ببرد. ديگری اينکه متوجه بی لياقتی باند های مزدورزابلی گشته و دريافته است که آنان قادربه عملی ساختن وعده های دروغين خويش نبوده واوضاع امنيتی رو به انفجار ميرود و جوانان بلوچ بيشترسياسی شده وبه مبارزه روی می آورند. و نهايتاً تهديدهای اروپا وآمريکا سران رژيم حاکم را به وحشت انداخته است وبدينترتيب ميخواهند به اصطلاح مصلحتی رفرم کنند تا حداقل ازبارمشکلات خود بکاهند.
با درنظرداشتن تمامی واقعيتهای موجود ، جنبش مقاومت مردمی ايران که طرف مذاکره با رژيم ايران است، ميتواند با حفظ تمامی اصول امنيتی، به ادامه گفتگو بپردازد و خواسته های مردم بلوچ را بطور واقعی با نمايندگان تهران درميان بگذارد تا شايد ملت بلوچ بتواند به پاره ای از خواسته های خود برسد ونهايتاً امورداخلی بلوچستان را بدست گيرد وازشرباندهای جنايتکاروضد بلوچ زابلی رهائی يابد. مشکلی که توسط احمدی نژاد، برديگرمشکلات منطقه افزون گشته است.
اميربلوچ
۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
مذاكره اري يا خير
با سلام بر مجاهدان راه حق بي مقدمه اغاز مي كنيم عزيزان بر هر كسي كه با دشمن مي جنگد واجب است كه شناخت كامل و همه جانبه از اوداشته باشد ؛بفهمد كه او چه فكر مي كند؛چه نقشه اي مي كشد وچگونه ان را به مرحله اجرا مي گذارد واز چه مردمي كمك مي گيرد و ازچه وسايلي استفاده مي كند ؛قدرت وتوان داخلي وخارجي ان چقدر است وديگر مسائلي كه دشمن را ظاهر مي كند وحقيقت ان را براي ما نشان مي دهد ما مي دانيم كه در عصر حاضر جمهوري به ظاهر اسلامي با استفاده از سازمان امنيت ملي و دستگاههاي اطلاعاتي؛و موسسات خبري و امنيتي متعدد مي كووشد تا انجا كه مي تواند راجع بع دشمنانش اطلاعات كسب كند؛اطلاعات تاريخي ؛جغرافيايي ؛مادي؛بشري ؛سياسي؛اقتصادي؛اجتماعي ؛فرهنگي ؛فكري ؛روحي ؛ تا از اين رهگذر برنامه خود را بر اساس علمي درست و محكم طرح ريزي كند پس ايا ما انطور كه دين و مصلحت و موجوديتمان اقتضا مي كند دشمن خود را شناخته ايم .ما چرا نتوانسته ايم رفتار مناسبي با دشمن خود داشته باشيم چون نقاط قوت ان را نفهميده ايم تا به ان نزديك نشويم و همچنين نقاط ضعف ان را نشناخته ايم تا از انجا ان را مورد هجوم قرار دهيم در واقع صادقانه نكوشيده ايم تا شخصيت دشمن را بشناسيم طبيعي است كه بر اثر گذشت زمان اطلاتعات ما راجع به وي كمي بيشتر شده باشد ولي ما هنوز انطور كه بايد دشمنمان را بشناسيم انرا نشناخته ايم عزيزان در طي اين 28 سالي كه از عمر اين انقلاب شوم مي گذرد اهلسنت بالخصوص قوم بلوچ با سياست سكوت ودر مضع ضعف قرارگرفته شدن از طرف علما و ريش سفيدان هزينه هاي سنگيني را متقبل شده اند هزينه هايي كه زبان شايد از گفتن ان قاصر باشد؛اعدام صدها نه بلكه هزاران جوان بيگناه به بهانه هاي واهي در دادگاه هايي كه صلاحيت انها زير سوال ميباشد ؛ تضيع حقوق شهروندان بلوچ و ايجاد تبعيض و قرار دادن قوم بلوچ به عنوان شهروند درجه دو ؛شهيد نمودن بسياري از علما ؛تخريب مساجد وتيراندازيدر مساجد كه منجر به كشتار طلاب بيگناه شد؛سرازير نمودن افراطيون تشيع و سرمايه هاي نامشروع در مناطق محروم جهت تغيير مذهب مردم؛در خفقان قرار دادن حوزه هاي علميه ؛بمبارانهاي مناطق مختلف بلوچستان ؛بي حرمتي به زنان وكودكان ؛عدم ارائه برنامه اقتصادي جهت سوء استفاده از اين خلا ء و كشتار جوانان بيگناه كه غم نان و بزرگترين دغدغه زندگيشان مي باشد ؛درگير نمودن طوايف مختلف با يكديگرو اتش زدن بر دامنه اختلافات قومي جهت بابودي اقوام با سياست مصلح نمودن طوايف مختلف وسوء استفاده از نقاط ضعف طوايف؛ از بين بردن انگيزه تحصيل در بين جوانان ودر نتيجه عدم پرورش و رشد متخصصين در رشته هاي مختلف با استفاده از سياست تبعيض در استخدامها و بحث در دانشگاهها ؛فرستادن سرباز معلم ديپلمه به مناطق بلوچستان جهت تدريس ؛داير ننمودن يك چهار ديواري به عنوان كلاس درس ودر نهايت سركوب اقتصادي؛فرهنگي ؛مذهبي مردم تنها گوشه از جنايات اين رژيم در مناطق اهل سنت به ويژه منطقه بلوچستان مي باشد اري عزيزان رژيم هشت پا صفت كه به هيچ معاهدهومباني انساني پايبند نيست امروزه در سياست داخلي و خارجي خود با شكست مواجه شده و به دنبال تضمين گرفتن از داخل و خارج براي بقاء خود ميباشد سكوت در اين مناطق به نفع رژيم و ادامه پياده كردن سياست ارعاب و سركوب را به دنبال دارد و اما مذاكره با چنين رژيمي توسط ريش سفيدان و معتمدين (محترم) موضوع مذاكره مي خواهد چه باشد نمي دانيم ولي رژيم بايد اين موضوع برايش روشن باشد كه اگرچه امروز ادعاي دستگيري تعدادي از جوانان كه براي حق و حقوق خود به پا خواسته اند شده وبعضا اقدام به اعدام وحبس در سياه چالهاي نامعلوم ؛اامروزه صدها نه بلكه هزاران جوان همچون اين جوانان كه در راه ازادي انديشه و مكتب ؛ اعتقاد خود از جان گذشتگي نشان داده اند و به اسطوره هايي در نزد قوم بلوچ مبدل شده اند وجود دارند كه هيچ يك از جنايتهاي اين رژيم بر انان پوشيده نيست حركتهاي حق طلبانه امروزه جايگاه خود را در جامعه و دل مردم پيدا كرده اند و مردم نيز به بيداري كامل رسيده اند امروز ديگر مردم با طناب بعضي از ريش سفيدان و علماء ساده لو و خبر چينان اجير شده به داخل سياه چالها و فداي سياست رژيم نخواهند شد علماء واقعي و ريش سفيدان و رهبران دلسوز جايگاه خود را در جامعه پيدا كرده اند و انانكه اب در اسياب رژيم مي ريزند مايه ننگ بر جامعه ميباشند و نيز ماهيت انان بر ملاء شده است ريش سفيدان و علمايي كه سالهاست مردم را زير چرخهاي استعمار اين رژيم شكسته و نابود شده مي بينند ولي هيچ گونه حركت يا دادي از انان بر نمي خيزد ديگر جايگاهي در نزد اهسنت و جامعه بلوچستان ندارند امروز ماشاهد انيم كه رژيم به بهانه مبارزه با تروريسم اقدام به ديوار كشيدن جهت سركوب بيشتر مردم مي كند اين در حالي است كه همه مدانيم كه غريب به اتفاق مردم از راه همين مرزها امرار معاش سالم را دارند چرا داد كسي در نمي ايد ؛ چرا معتمدين و نمايندگان ملت سكوت كردهان اري چون انان از عوامل اين رژيم اخوندي هستند اگرچه سياستهاي رژيم روبه شكست است و با يكپارچگي گروههاي اپوزسيون ؛رژيم در معرض تضعيف و نهايتا سقوط مي باشد كه از نشانه هاي ان مي توان به پناه بردن سران مملكت جهت رفع مشكلات به چاهها و ضريح ها نام برد و لي اين امر در اينده نيز نه سران مملكت ؛نه نماينگان ؛و نه علماء؛وريشسفيدان خائن را تبرعه نخواهد كرد عزيزان براي كاشتن يك بذر ابدا بايد زمين را هموار نمود تا محصول به دست ايد رژيم اگر ادعاي مذاكره با حركتهاي ازاديخواهانهبه ويژه (جنبش مقاومت مردمي ايران) را دارد ابتدا بايد زمينه را فراهم كند و از خود حسن نيت نشان دهد پيش شرطهاي ذيل مي تواند به عنوان گوشه اي از خواستهاي جامعه اهل سنت ايران كه بالغ بر 30% جمعيت ايرن را تشكيل مي دهند و كليه گروههاي ازاديخواه مي باشد.
1-به رسميت شناختن كليه تشكلها؛انجمن ها؛گروهها و احزاب سياسي در ايران و علل الخصوص مناطق اهل سنت به ويژه بلوچستان .
2-اصلاح قانون اساسي و مشاركت اهل سنت در حكومت به طور مساوي.
3-از بين بردن تبعيض و رفع محروميت ها؛وارائه برنامه اقتصادي جامع براي مناطق اهل سنت به ويژه بلوچستان.
4-جلوگيري از اعزام مديران و كاركنان غير بومي با منطقه و برگرداندن كليه نيروهاي غير بومي جهت استفاده از نيروهاي بومي؛استفاده از نيروهاي سني هر منطقه از استاندارتا ابدار چي در هر منطقه و خروج كليه نيروهاي غير بومي .
5-پرورش متخصصين ؛جهت 28 سال استعمار و استثمار در اين مناطق به طريق بورس وورود دانشجويان اهل سنت با تسهيلات ويژه.
6-استفاده از علماء اهل سنت جهت قضاوت در مناطق سني نشين .
7-اختصاص مسجد در شهرهاي بزرگ اهل سنت در شهرهاي بزرگ ايران و باز سازي مسجد شيخ فيض مشهد.
8-در اختيار قرار دادن صدا و سيماي محلي در اختيار نيروهاي بلوچ با توجه به اينكه 98% جمعيت را اقوام بلوچ و اهل سنت تشكيل ميدهند در حاليكه 2% نيروهاي زابلي تشيع حاكم بر 98% اين استان ميباشند .
9-ازادي كليه زندانيان سياسي ؛بلاتكليف؛و جلوگيري از اعدام جوانان و مردم بيگناه .
10-استفاده از نيروهاي سني در وزارت دفاع و مشاغل حساس كشوري ولشكري با اعتماد جهت اينكه انها هم احساس كنند ايراني هستند.
11- پيگيري و مجازات قاتلين قتلهاي زنجيره اي بالخصوص قاتلين علما و طلاب اهل سنت و مردم بي دفاع .
12- جلوگيري از گسيل داشتن افراطيون شيعه و استفاده از سرمايه هاي نامشروع وبيت المال به مناطق محروم سني نشين و احترام گذاشتن به اعتقادات اهل سنت و محترم شمردن اعتقادات ساير اديان در برنامه هاي صدا و سيما ؛و كتب درسي تعليم و تربيت به صورت جدي .
13- پرداخت غرامت 28 سال استعمار و استثمار و كشتار مردم بيگناه در مناطق سني نشين به ويژه بلوچستان.
14-محاكمه سران رژيم به ويژه كساني كه در بلوچستان مرتكب جنايت شده اند كه متعاقبا اسامي انها نيز جهت كليه افكار عممي منتشر خواهد شد از كسانيكه هم اكنون در حال جنايت هستد تا كساني كه باسياست رژيم از مسند قدرت كنار گذاشته شده اند اعم از داخل استان و خارج از استان .
15- متوقف نمودن غني سازي اورانيوم.
16- همكاري مجد با كشورهاي منطقه و جلوگيري از كار شكني جهت ايجاد ثبات در عراق ؛افغانستان؛فلسطين؛لبنان؛و تعطيل نمودن پايگاههاي اموزشي نيروهاي غير ايراني جهت ايجاد بي ثباتي در منطقه از جمله پايگاههاي سپاه قدس در استان خراسان؛كردستان؛............و غيره.
17-استقبال از كليه نيروهاي ايراني خارج از كشور و تلاش در جهت به بازي گرفتن انان در مسائل كشور.
18- احترام گذاشتن به راء واقعي مردم و تلاش جهت محقق نمودن خواسته هاي مشروع و به حق مرد.
19-معرفي كليه كساني كه از ابتداي انقلاب تا كنون نسبت به حيف و ميل بيت المال پرداخته اند و تلاش جهت محاكمه انان در دادگاههاي صالحه
شاهرودی رئیس قوه قضائیه برادر باقر حکیم رهبر هلاک شده گروهی متعصب از شیعیان عراق است.
باقر حکیم یکی از تندروترین و متعصب ترین آخوندهای عراقی بود که در ایران پرورش فکری یافته بود و از افاضات آخوندهای ایرانی بهره مند شده بود و در دوران صدام تا اشغال عراق توسط آمریکا در ایران به سر می برد و بعد از آن به عراق رفت جالب است بدانید که گروه نظامی( فیلق بدر) که مسئول کشتار و قتل هزاران سنی و تخریب و تصرف دهها مسجد اهلسنت در عراق است تحت رهبری حکیم ادره می شد این آخونها که در ایران شعار مرگ بر آمریکا میدادند در عراق با دسته گل از آمریکا استقبال کردند و در سه روز اول اشغال بغداد بیش از هفتصد اندیشمند و دکتر و مهندس و عالم سنی را به شهادت رساندند و در همان سه روز اول چهل مسجد اهلسنت را تصرف کرده و آنها را تبدیل به حسینیه نمودند جالب است که وقتی عده ای از علمای اهلسنت جهت بازیابی مساجدشان نزد باقر حکیم رفتند ایشان در پاسخ علمای اهلسنت گفتند چهل مسجد که چیزی نیست شما در عراق چهار هزار مسجد دارید!!!
برادر باقر حکیم در ایران بر مسند قضاوت نشسته و دقیقا مثل برادر خود به مطالبات اهلسنت دهن کجی می کند و حق طلبی اهلسنت را به باد استهزا و تمسخر می گیرد البته چون مکر و حیله را از امام راحل خود به ارث برده است با دروغ سازی می خواهد علمای اهلسنت را قانع کند.
خمینی که خود از دشمنان اهلسنت بود و با نگاهی به کتابش کشف الاسرار که قبل از انقلاب انتشار یافته است به خوبی عداوتش با اهلسنت دیده می شود که چگونه خلفای راشدین و اصحاب پیامبر را کافر و منافق و مرتد و انسانهائی مغرض و دنیا پرست معرفی می کند و در جائی علنا پدر زن پیامبر و داماد علی خلیفه دوم حضرت عمر رضی الله عنه را زندیق می گوید فورا بعد از انقلاب چهره تغییر داد و منادی وحدت مسلمین در جهان شد تا بدینصورت در حالی که جهان اسلام فاقد رهبری بود بتواند مسلمانان را فریب دهد و این وطیره آخوندها در طول تاریخ بوده است و حتی این دروغ گوئی و فریبکاری را نامی مقدس( تقیه) دادند و روایتی هم تراشیدند که لا دین لمن لا تقیة له یعنی دین ندارد کسیکه تقیه نکند.
شاهرودی هم جهت عمل بر این روایت تراشیده گفت: اين تحقير نظام و حكومت اسلامي است كه بين شيعه و سني تفاوت قايل شويم؛ اگر كسي در مقام اجرا چنين خطايي كند بايد مجازات شود!!!
با این حساب بزرگترین تحقیر کنندگان نظام و حکومت خود خمینی و دار و دسته اش می باشند چون اساس تفاوت بین شیعه و سنی در قانون اساسی با وضع قوانینی همچون لزوم شیعه بودن رئیس جمهور و قرار دادن شیعه اثنا عشری به عنوان مذهب رسمی کشور بود و بعد از آن در طول سه دهه محرومیت اهلسنت از تمامی حوقشان آشکارا نشانگر تبعیض و حتی تحقیر و تذلیل اهلسنت است هیچ عاقلی را مجال انکار آن نیست مگر شخصی مانند شاهرودی که بر چشمانش پرده انکار نهاده است خداوند چه زیبا می فرماید و علی ابصارهم غشاوة
اما جالب است که خود شاهرودی اعتراف نموده است که همبستگی و وحدت بین شیعه و سنی بزرگترین شعار انقلاب آخوندی بوده است این گفته شاهرودی حقیقت دارد این وحدت فقط در حد شعار بوده است و از این شعار جهت فریب دادن مردم ایران و جهان اسلام استفاده شده است و با همین شعار علمای اسلام را فریب دادند تا از این نظام دفاع نمایند و آنها هم غافل از همه جا به دفاع از خمینی و انقلاب آخوندی پرداختند البته بودند علمائی همچون مولانا عبدالقادر آزاد که بعد از دیدارش با خمینی و منتظری و دیگر آخوندها به حقیقت این شیادان پی بردند و کتابی به نام فتنة الخمینی نوشتند که در آن فرمودند : من قبل از سفر به ایران با شعارهای اسلامی انقلاب خمینی فکر می کردم واقعا خمینی دلسوزی برای اسلام است اما بعد از سفر به ایران و دیدار با بلند پایه ترین مقامات انقلاب به ماهیت این انقلاب پی بردم و آن عبارت است از نشر تشیع در جهان اسلام و در حقیقت خمینی شعار اسلام و قدس و مرگ بر آمریکا خواهان سیطره بر جهان اسلام است و این چیز را من وضوح در سخنان خمینی دریافتم.
شاهرودی مثل همیشه اختلافات را از سوی دشمن دانست اما سوال اینجاست که تخریب مساجد اهلسنت و ترور و قتل علماء و اندیشمندان اهلسنت و اهانت به مقدسات اهلسنت از طریق رسانه ها در ایران از سوی کدام دشمن است؟ آیا عوامل آمریکا مساجد را تخریب کردند و علما را شهید کردند و به مقدسات اهلسنت توهین کردند یا عوامل خامنه ای ؟حتما منظور شما از دشمن خود شما و حکومت آخوندی می باشد و واقعا همین طور است شما دشمنان انسانیت بوده و هستید.
شاهرودی می گوید مسجد شیعه و سنی ندارد !!!
مسجد محل عبادت است و هر دین و مذهبی برای خود محلی جهت عبادت دارد که معتقدین به آن در آن محل طبق آئین و عقیده و مسلک خود به انجام عبادت می پردازند و چون مذاهب و فرق در اصول و فروع با هم اختلاف دارند نمی توانند در یک محل تجمع نمایند و آن طور که دلشان می خواهد به راز و نیاز با پرودگارشان بپردازند و در نتیجه تجمع فرق و مذاهب مختلف به جای سود ضرر باز می دهد و اختلاف و دعوا می آفریند و از آنجائی که اهلسنت با تشیع اختلافات بنیادین دارند نمی توانند به یکدیگر اقتدا نمایند شاید اهل تشیع بر اصل تقیه عمل نمایند و به اهلسنت اقتدا نمایند ولی اهلسنت به هیچ وجه نمی تواند پشت سر کسی اقتدا کنند که اصحاب پیامبر و همسرانش را مورد فحش قرار می دهد و به امامان مقامی فوق پیامبر و خدا می دهند چنانچه خمینی می نویسد : ان لائمتنا مقاما لایصلها ملک مقرب و لانبی مرسل الحکومةالاسلامیة صفحه 52 یعنی امامان ما مقامی دارند که نه پیامبر به آن مقام می رسد و نه فرشتگان مقرب!!!
با این ختلافات اصولی و عقیدتی هرگز اقتدا به تشیع جائز نمی باشد و هیچ عالم سنی تا کنون فتوای جواز اقتدا به امام شیعه را نداده است.
با اینکه وضوی امام شیعه نزد اهلسنت ناقص است و به این دلیل هم نمی توان به امام شیعه اقتدا نمود و این چیز را شاهرودی و دیگران می دانند اما چون نمی خواهند دروغهایشان آشکار گرددبه تقیه متوسل شده و می گویند مسجد شیعه و سنی ندارد حقیقت این است که برایشان تحمل یک مسجد اهلسنت در تهران غیر قابل قبول است و هرگز بدان تن نمی دهند کسانیکه مسجد شیخ فیض و مسجد گورناک و مسجد صالح آباد را تخریب کردند چطور به بنای مسجد در تهران اجازه می دهند کسانیکه مساجد اهلسنت را در عراق تبدیل به حسینیه کردند و یا همین چند روز قبل مسجد اهلسنت در نجف را تخریب کردند هرگز اجازه بنای مسجد نه در ام القرای جهان اسلام بلکه در ام القرای جهان تشیع نمی دهند و این تعصب و افراط و اسلام ستیزی سران نظام را به نمایش می گذارد.
دلاور بلوچ
دوستان عزيز سلام! به نظر من اگر مذاكرات از جانب حكومت طرح ميشود بايستي مقداري تامل كرد چرا كه ميتواند دامي باشد براي مبارزين.و از اين طريق حكومت ميتواند سرمچاران بلوچ را ضربه بزند .اين حكومت از كي حاضر به دادن امتياز شده كه اكنون باور كنيم? بخصوص حكومت احمدي كه قطار وي نه ترمز دارد و نه دنده!! اين جنايت پيشگان به هيچ قانوني پايبند نيستند. همه اين موضوعها را شما بايد در نظر داشته باشيد وگر نه شما طعمه اين دد منشان خواهيد شد.سرنگون باد حكومت ايران . زنده باد سرمچاران بلوچستان
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که افسر جنایتکار دستگیر شده پس از اقدام به فرار از پایگاه مورد اصابت گلوله مبارزان قرار گرفت و به هلاکت رسید.
طبق اطلاعات رسیده رژیم آقای یعقوب مهرنهاد، فعال سیاسی را به اتهام رابطه و همکاری با جنبش دستگیر نموده و ایشان اکنون در بازداشت وزارت ااطلاعات هستند .جنبش مقاومت مردمی این اتهامات واهی و وجود رابطه ایشان با جنبش را به شدت تکذیب نموده و لازم می داند که این نکته را شفاف نماید که رژیم با توسل به این نوع اتهامات بسیاری را دستگیر کرده است در حالیکه رابطه و دوستی بعضی از اعضای جنبش و برخی از دستگیرشدگان قبل از فعالیت جنبش و فقط بنا بر همشهری بودن و خویشاوندی بوده است.ضمن اینکه جنبش انتقاد شدید خویش را از سخنرانی اخیر آقای مهرنهاد در حضور فرماندار که ایشان در آن جلسه به تعریف و تمجید از استاندار و فرماندار جنایتکار پرداخته بودند را ابرازمی نماید.
جنبش مقاومت مردمی ایران به رژیم آخوندی هشدار می دهد که اگر رژیم به این توطـءـه و ترفندهای شوم برای سرکوب و حق کشی مردم در بلوچستان ادامه دهد جنبش رشته عملیاتهای اقتدار 3 را زود تر از موعد به اجرا خواهد گذاشت که برای رژیم تاوان سنگینی در بر خواهد داشت.
جنبش این پیام را 2 روز قبل توسط رابطین به تیم مذاکره کننده اعزامی تهران به بلوچستان رسانیده و خاطرنشان گشته است که این گونه اعمال در حین مذاکره نشان دهنده آن است که رژیم به هیچ اصلی پایبند نبوده و نیست.
لازم به ذکر است که جنبش از انتقادات و پیشنهادات سازنده مردم مبارز بلوچستان و ایران استقبال کرده و از آنان می خواهد که اگر در مورد عملکردهای جنبش سوال و یا انتقادی دارند آن را مستقیم به روابط عمومی سازمان ارسال نموده تا پس از بررسی موضع رسمی اعلام گردد.
جنبش مقاومت مردمی ایران
عزیزان مبارز
رژیم مسلط بر بلوچستان بوئی از انسانیت و بشریت نبرده است و اکنون که شما با زبان مخصوص خودش جواب جنایتهایش را دادید و رژیم در سیاست خارجیش دچار بحران شده است می خواهد با دروغ و فریبکاری شما را از مبارزه منصرف نماید که رهبری جنبش امیر عبدالمالک بلوچ و دوستانش باید در چگونگی مذاکره با رژیم دقت بسیار زیادی به خرج دهند
سعید سنجرانی:
رهبری جنبش در گذشته نشان داده است که از نظر سیاسی شخصیت پخته و توانا است و به خوبی می تواند مبارزات را به جلو سوق دهد از این جهت ما مطمئنیم ایشان در این مرحله حساس مبارزات را به سمت و سوی درستی پیش ببرند.
برای اولین بار که این خبر را خواندم بسیار خوشحال شدم که بالاخره مبارزین توانستند مبارزات را از لیست مواد مخدر و شرارت شکل قانونی و رسمی دهند و رژیم را وادار به پذیرفتن مبارزات نمایند این پیروزی را به ملت بلوچ و خصوصا به دلیر مردان بلوچستان و رهبری توانای مبارزات از اعماق دل تبریک می گویم و امیدوارم همچنان تا رسیدن به عزت و آزادی راهشان را ادامه دهند و بدانند جوانان بلوچ تا آخر از آنها حمایت خواهند کرد
بلوچ :مذاكره يعني وقت كشي و دادن فرصت.
احمد بلوچ :سلام
سفید ریشان و علماء وقتي که جوانان ما دسته دسته اعدام مي شوند کجا هستند .
مذاکرات با رژیم?
از جايي که بنده خبر دارم نيرگي در کار است.
رژیم تمام منطقه مبارزين شناسايي نموده توسط عاملين خود بعدا با همکاري دولت پاکستان حمله کند
احمد شه بخش :
مذاکراه با رژیم اگر علنی و رسمی و با شرکت نمایندگانی از سازمان ملل باشد اگر هم به توافق طرفین ختم نشود به نفع مبارزات تمام می شود و مبارزات در عرصه بین المللی مشروعیت می یابد البته پیشنهاد من به مبارزان این است که شرکت علمای برجسته منطقه مثل شیخ الاسلام یا نماینده ای از جانب ایشان و همچنین شرکت شخصیتهای سیاسی بلوچ که مورد اعتماد جنبش هستند را هم در شرائط خود بیافزایند در این صورت جنبش هم به وظیفه خود عمل نموده است و هم موجبات خوشحالی نیروهای مختلف را فراهم خواهد کرد
خالد توتازهی:
امیر صاحب یک شرط هم محاکمه جنایتکارانی مثل شهریاری و دهمرده و خصوصا نکونام را اضافه کنید
فدائی شما خالد
مذاکرات جنبش و رژیم از دیدگاه روزنامه نگار منتقد محمود براهوئی نژاد:
پایگاه اینترنتی دلاور خبری را درباره مذاکرات غیرمستقیم جنبش موسوم به مقاومت مردمی ایران ( جندالله ) با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران منتشر کرد.
این پایگاه از طرح پیشنهاداتی از سوی جنبش و پذیرش آنها توسط دولت ایران خبر داده است . اما گویا پیشنهاد علنی شدن این مذاکرات و تداوم آن با حضور نمایندگانی از سازمان ملل از سوی جنبش با مخالفت دولتمردان ایران روبرو شده است.
از جمله مهمترین موارد مطروحه در این مذاکرات پیشنهاد عزل استاندار فعلی دکتر دهمرده ، رفع تبعیض در بکارگیری مدیران بلوچ و اهل سنت و آزادی بیان و اندیشه و همچنین آزادی فعالیت احزاب عنوان شده است.
چنین رویکرد دو جانبهای چنانچه با صداقت همراه باشد میتواند نه تنها برای دو طرف بلکه برای مردم دستاوردهای مثبتی به همراه داشته باشد. تجربه برخوردهای نظامی دو گروه نشان داده است که تلاش برای حذف فیزیکی و نادیدهگرفتن توان هر یک از آنان جز زیانهای بیشتر برای دولت ، جنبش و مردم نتیجهای ندارد.
در دنیای امروز دولتها و گروههای نظامی خردگرا مخالف حکومتها مذاکره را به عنوان روشی مدرن و دموکراتیک بر تقابل نظامی ترجیح میدهند.
آنچه جنبش به عنوان شرایط خود مطرح کرده است بظاهر چیزی فراتر از خواستههای مردم نیست که در قانون اساسی نیز بر برخی از آنها تصریح شده است هر چند در عمل اجرا نشده است و این میتواند نقطه یک تفاهم مشترک برای ادامه مذاکراتی سازنده تلقی باشد.اما این مذاکرات باید به صورت علنی و شفاف انجام گیرد تا مردم از حق داشتن اطلاعاتی درست در این رابطه محروم نشوند و البته علنی بودن مذاکرات خود میتواند تضمینی برای پایبندی دو طرف به تعهدات خود باشد.
پایگاه اطلاع رسانی زمان آنلاین
گزارشی از مذاکرات جنبش مقاومت و رژیم
اخیرا از سوی برخی سفید ریشان و علماء خبر مذاکرات جنبش مقاومت با رژیم مطرح می شد که بنده جهت تحقیق و تهیه گزارش به پایگاههای جنبش سفر نمودم این سفر که خود حکایتی طولانی دارد و در جائی دیگر بدان خواهم پرداخت در این سفر بنده موفق به دیدار کادر سیاسی جنبش و همچنین بعضی از فرماندهان ارشد جنبش شدم که طی نشستهای مختلف به بحث و گفتگو و تبادل نظر و افکار در موارد مختلفی پرداختیم اما مهمترین مسئله ای که بدان پرداخته شد سوالات بنده از چند و چون مذاکرات بین جنبش مقاومت و مبارزین بود که دوستان موجود در این پایگاه با کمیته مرکزی جنبش که در پایگاهی دیگر بودند تماس گرفتند و درخواست من را با آنان در میان نهادند و کمیته مرکزی بعد از تشکیل جلسه به روابط عمومی اجازه داد تا یک سری اطلاعات و انفورمیشن در مورد مذاکرات به من بدهند.
طبق گفته روابط عمومی جنبش مقاومت این گفتگوها و مذاکرات بعد از عملیاتهای اخیر در زاهدان و نزدیکی چابهار به صورت غیر علنی و با واسطه آن دسته از سران طوائف و علماء که رابطه نزدیکی با جنبش دارند و از آنجائی که جنبش مقاومت همیشه تاکید بر اصل مذاکره و گفتگو داشته است و درب مذاکره را باز گذاشته است آغاز شد.
رژیم آخوندی بعد از انتصاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور بی ترمز بر مردم ایران درب گفتگو و مذاکراتی را که از زمان خاتمی آغاز شده بود بست و مغرورانه تمامی خواسته های مردمی و ملی جنبش را نادیده گرفت و با انانیت و تکبر تمام از هرگونه گفتگو و مذاکره خود داری کردند و به سرکوب و کشتار مردم پرداختند که جوانان بلوچستان بی کار ننشستند و ضربه های سنگینی به نظام وارد کردند و نشان دادند که می توانند رژیم را به زانو در باورند و همچنین نشان دادند که جوانان این دیار دیگر آرام نخواهند نشست و تا رسیدن به تمامی حقوق انسانی و مشروع خود دست از مبارزه چه به صورت مسلحانه و چه به طریق آرام بر نخواهند داشت البته این رژیم است که نوع مبارزه را پیش روی مبارزین می نهد نوع برخورد دولت احمدی نژاد با مردم بلوچستان و مبارزات حق طلبانه راه مذاکره و گفتگو و دیالوگ را بست و جوانان را مجبور به اقدامات مسلحانه نمود اوایل دار و دسته رژیم فکر می کردند می توانند با اعدام و ایجاد جو رعب و وحشت مبارزین را مجبور به عقب نشینی نمایند اما رژیم با اعدام و جنایت مبارزه را مقتدر تر و مردمی تر نموده و مبارزه به خانه و کاشانه مردم رسید و مبارزان با اتخاذ سیاستهای درست توانستند رژیم را وادار به گفتگو نمایند و بالاخره رژیم با فرستادن نمایندگانی از روحانیت و سفید ریشان در خواست مذاکره و گفتگوی سری نمود که مبارزین بعد از تشکیل جلسه های زیادی به توافق رسیدند و گفتگوها آغاز شد رژیم با دادن وعده هائی از قبیل عزل دهمرده از استانداری و انتصاب یک بلوچ بر این عهده و دادن آزادی بیان و عزل مدیران غیر بومی از مبارزین خواست که دست از مبارزه مسلحانه بردارند در برابر مبارزین قبول کردند که در صورت برگذاری یک نشست و مذاکره علنی و به طور مساوی با شرکت نمایندگانی از سازمان ملل و کشورهای همسایه و طرح خواسته های خود در آن اگر مورد اتفاق رژیم باشند دست از مبارزه مسلحانه بردارند که برخی از این خواسته ها عبارتند از: آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی بلوچستان ، اجازه تشکیل احزاب به مردم بلوچ واگذاری عادلانه تمامی پستها و مقامات بلوچستان بین مردم که بنا بر اکثریت بودن بلوچها پستهای حساس امثال استانداری و فرمانداری و فرماندهی انتظامی به افراد مردمی بلوچ ، اخراج تمامی نیروهای فشار از جمله سپاه و مرصاد و قرارگاههای مخصوص از بلوچستان به جز نیروی انتظامی که آن هم باید تحت اداره مردم بلوچ باشد و اجازه بازگشت بدون قید و شرط همه بلوچهائی که به کشورهای دیگر پناهنده شدند به بلوچستان و.....
که رژیم همه این شرائط و دیگر شرائط به جز نشست علنی را پذیرفته است اما مبارزین بر علنی ورسمی بودن نشست و شرکت نمایندگانی از سازمان ملل و کشورهای همسایه تاکید و پافشاری می نمایند و برای مبارزین مذاکره خصوصی هرگز قابل قبول نیست و به هیچ صورتی بدان تن نخواهند داد به همین جهت این مذاکرات هنوز ادامه دارند و مبارزین به خاطر پاس داشتن گفتگو و مذاکرات تا دو ماه به طور غیر رسمی آتش بس اعلام نمودند تا ببینند مذاکرات به کجا می رسد و در صورت مذاکرات علنی و پذیرفته شدن خواسته های مردمی جنبش از سوی رژیم جنبش با حفظ قدرت نظامی خود در مرحله اول یک حزب سیاسی تشکیل خواهد داد و جهت رسیدن مردم بلوچ به حقوقشان به مبارزه مدنی خواهد پرداخت.
در غیر این صورت مبارزین راه خود را ادامه خواهند داد و به امید حق رژیم را در بلوچستان با شکست مواجه خواهند کرد.
تهیه گزارش دلاور بلوچ
از دوستان عزیز می خواهم نظرات و پیشنهادات خود در مورد مذاکرات جاری بین جنبش مقاومت و رژیم را بیان نمایند.
فحاشی روشی نوین برای انتقاد از سوی برخی جریانها
من با عرض پوزش از نیروهای مختلف سیاسی در بلوچستان از آنچه که توسط برخی افراد و یا جریانها در یک وبلاگ و یک سایت که برای همه نوعیت برخوردشان روشن است مطرح میگردد باید عرض نمایم که روش ما انتقاد کردن و انتقاد پذیری است اما انتقاد را با روش مناسب و محترمانه ای مطرح می نمائیم و از دوستان بلوچ و اهلسنت فرق نمی کند وابسته به چه جریانی باشند هم چنین انتظاری داریم البته دشمن مسئله ای دیگر دارد و نوع برخورد با آن هم در خور خودش خواهد بود.
ادامه مطلب
سه جوانمرد بلوچ
در هشتم آبان
چه مردانه
بوسه بر چوبه دار زدند
در صبحدم هشتم آبان
تکرار تپش
در دل تاریخ بلوچ
آسمان گشت کبود
از نامردی فرعون زمان
نسل یهود
*****
چون در این روز
حنظله با
مهاجر و عمران
سه مجاهد
سه جوانمرد بلوچ
از دسته مردان
در زاهدان مرکز استان
بدستور فرعون زمان
وارد صحنه اعدام شدند
در آنجا
بر جمع تماشائی خموش
گرد آمده همچون موش
با نعره تکبیر به الله
با جوش و خروش
فریاد به پیکار زدند
با لعنت به شیطان بزرگ
چه مستانه
بوسه بر چوبه دار زدند
پای دار
مرد مردانه لگد
بر سینه جلاد ستمکار زدند
با عشق به دیدار خدا
همچون منصور
فریاد اناالحق
بر سر دار زدند
در واپسین دم عمر
با پیامی
به ملت مظلوم بلوچ
نعره پیکار زدند
ای جنظله
ای مهاجر و عمران
صد عز و شرف
بر غیرت تان
بر مردانگی و همت تان
بر ایمان قوی
بر جرات تان
بر نام نکو
بر شهرت تان
ای مردان جوان!
نامتان جاوید بود
در دل فرد فرد بلوچ
تا هست جهان
ای قهرمانان جوان!
جمع باشد خاطرتان
که رایگان نرود
خون با ارزش تان
چون بیایند در این راه
هزاران یار دگر
مطمئن باشید
کز این سه دار
بروید صدها دار دگر
بر سر هر دار
جسدی یابی
با حالت زار
زین باند تبهکار
از مشهدی نامرد
و ز زابلی بی شرف
و ز هر ظالم و جبار
غافل از کیفر کردار
اینها ندانند مگر
این قانون خداست
کز خار بروید خار
و زدار نه روید جز دار!؟
تسلیت و تبریک ،
از رحلت این یاران با وفا
تسلیت و تبریک
بر امیر عبدالمالک سردار
تسلیت و تبریک بر مجموعه جند خدا
تسلیت و تبریک
بر قوم بلوچ
تسلیت و تبریک
بر همه اهلسنت ایران
ای مسلمین جهان!
ای مردم ایران
بار دگر جمع شود خاطرتان
خون این مردان جوان
خود ضامنی مطمئن است
از پیروزی توحید و قران
بر حکومت مشرک ایران
ای مردم صاحب ایمان!
کار ما کار جهاد است
تا حد توان
هیچ اشراری نباشد به میان
این تلاشیست بحق
از جانب مظلومان زمان
پس ای حامیان حق و عدالت
یادمان دارید هنگام دعا
در محضر آن خالق سبحان
این بود تنها خواهش مان
از تمامی اهل شرف
از همه مردم با وجدان
در کشور ایران
ای حنظله با مهاجر و عمران!
یادتان زنده هست
در دل مظلومان بلوچ
تا هست جهان
م بلوچ از مکران
به نام خدا
نامم ح ساراني اهل و ساكن زابل مي باشم قوم ساراني يكي از اقوام بزرگ بلوچ زابل مي باشد اكثرا اهل سنت اما تعدادي از آنها اوايل انقلاب و تعداد كمتري قبل از انقلاب تغيير مذهب داده شيعه شده اند.
تا مدتي بعد از انقلاب وضعيت بگونه اي بود كه ما كوچكترين تفاوت و فرقي بين مردم از نظر مذهبي احساس نمي كرديم مرحوم پدرم خيلي آدم معتقد و مذهبي بود پدرم تعدادي عموزاده داشت كه سه نفرشان مدتي بعد از انقلاب تغيير مذهب دادند و شيعه شدند پدرم تا مدتها با آنها قهر بود و رابطه نداشت. انها مي گفتند كوچكترين فرقي بين شيعه و سني وجود ندارد.
ادامه مطلب
در آستانه اجرای طرح طرد افاغنه یکی از پایگاههای مقاومت بسیج متعلق به افغانهائی که با رژیم همکاری میکنند و با استفاده از نفوذ خود در سپاه و اطلاعات شناسنامه گرفته اند شب گذشته جلسه غیر علنی برای چگونگی حمایت از دوستان مخبر و بسیجیشان که کارت معتبر ندارندتشکیل دادند در این جلسه مقرر شد به افغانیهای فاقد کارت بسیج کارت عضویت عادی با قیمت 20000 تومان فروخته شود و برای نزدیکان رئیس پایگاه کارت عضویت فعال صادر گردد.این پایگاه مقاومت که نام آن پایگاه مقاومت ابوحنیفه است در منطقه کارخانه آرد شهرکی واقع است . رئیس آن معروف به حاجی حنیفه و در شناسنامه قلابی کامران جهانگیری نام دارد و با استفاده از نفوذ و وابستگانش در اطلاعات و بسیج بسیاری از زمینهای مردم را در منطقه غصب و به نام همسرانش ( چهار زن دارد) و برادرانش ثبت و سند کرده است. این در حالی است که نیروی مزدور انتظامی به بهانه طرح طرد افغانها به خانه های مردم بیگناه حمله می کند و آنها را مورد بی حرمتی قرار می دهد زنان و کودکان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و حتی شناسنامه های مردم بلوچ از سوی ثبت احوال که مدیریتش در دست عده ای مزدور است باطل شده است و این وضعیت همچنان ادامه دارد
.
ولی بسیاری از افغانهای اصیل مانند نامبرده نه تنها مصونیت دارند که برایشان شناسنامه هم صادر شده و پایگاه بسیج هم دارند و با اسلحه بسیج قاچاق مواد مخدر می کنند.
در حقیقت رژیم و مزدوران محلیش در پی نابودی مردم بلوچ هستند نه اینکه طرد افغانیها ورنه باید همه افغانها از کشور اخراج می شدند نه اینکه یک افغانی بتواند با پشتیبانی وزارت اطلاعات زمینهای مردم بلوچ را تصرف و غصب نماید و خود را ایرانی قلمداد نماید ومسلح در شهر تردد نماید و از ایذا رسانی و اذیت کردن مردم منطقه که مالکان اصلی این سرزمین هستند هیچ باکی نداشته باشد.
این مسئله واقعا جای تامل دارد که مردم بلوچ از یک افغانی چنان مورد ظلم و ستم قرار گیرند و از سوئی رژیم ادعای طرد اتباع خارجی را مطرح نماید تا جهانیان و مردم ایران را بفریبد.
دلاور بلوچ
جرمم بلوچ بودن!!!
چند روز قبل دوستی با من تماس گرفت و گفت یک جوان بلوچ که چندین ماه در سیاه چالهای وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در بند بوده است با قید ضمانت آزاد شده است و الان در یک بیمارستان تحت علاج است.
این دوست از من خواست با این جوان بلوچ ملاقات کنم و هم عیادت مریض صورت گیرد و هم گزارشی از دوران بازداشت این جوان تهیه نمایم من هم که منتظر چنین فرصتی بودم فورا رخت سفر بستم و به سوی شهری که آن جوان آنجا بود حرکت کردم وقتی آنجا رسیدم به اتفاق دوستم به بیمارستان رفتم با ورود به اتاق مریض جوانی شکسته و پریشان حال را بر تخت بیمارستان مشاهده کردم که از تمام وجودش آه و ناله بر می خواست و از امراض گوناگونی رنج می برد شکنجه های روانی در بازداشتگاه ایشان را دچار به امراض روانی کرده بود و آثار شکنجه های جسمی از دور بر سر و صورت و بدن این جوان آشکار بود بنده با عرض سلامی از ایشان جویای آنچه بر ایشان در مدت اسارتش رفته بود شدم و ایشان با ناله ای غم انگیز شروع به بیان وحشگریهای اطلاعاتیها نمودند من در این نوشتار اندکی از ماجرای این جوان را که چهار ماه اسارتش را در تک سلول به سر برده است به خوانندگان عزیز تقدیم می دارم:
ادامه مطلب
باندهای متعصب زابلی و توطئه نابودی مردم بلوچ
طرح پاکسازی قومی از دیر بازیست در بلوچستان آغاز شده است و مردم این دیار یا به بهانه مواد مخدر و شرارت اعدام می شوند و یا به اتهام افغانی بودن از سرزمینشان آواره می شوند و یا به اتهام تصرف زمینهای دولتی از زمینهای داخل شهر محروم شده و به حاشیه رانده می شوند و یا تحت فشارهای وزارت اطلاعات مجبور به ترک وطن می شوند.
از سوئی مردم دیگر نقاط ایران و یا سیستانیهای شیعه با وعده های کلان از سوی مسئولان در مناطق مختلف بلوچستان سکونت می گزینند و بدین ترتیب بافت جمعیتی استان تغییر یافته و با یک نگاه به برخی شهرها مثل زاهدان به خوبی می توان به این حقیقت پی برد.
زمینهای شهر زاهدان اولا بین ادارات دولتی و یا نظامی تقسیم شده اند و از آنجائی که تمامی ادارات در دست سیستانیها می باشند این زمینها مجانا و یا به صورت وام به سیستانیها داده شدند و برخی زمینها مثل زمینهای ارتش و غیره هم کاملا به غیر بلوچها فروخته شدند و حتی طبق برخی گزارشها از فروخت این زمینها به مردم بلوچ جلوگیری شده است و همچنین بنیاد مسکن در جذب غیر بومیان به استان بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است اگر به آخرین آمار مسکنهای ساخته شده نگاهی بیاندازیم زابل از 2000 مسکن فقط صد مسکن را به خود اختصاص داده و بقیه همه در دیگر شهرهای بلوچستان ساخته شدند شاید برخی فکر کنند که کار خوبی شده است و دولت دارد به مردم بلوچ بیشتر از زابلیها ارج می دهد در صورتیکه این مسکنها در بلوچستان برای مردم بلوچ ساخته نشدند بلکه برای غیر بلوچ و فقط در راستای جذب غیر بومیان به بلوچستان و به گونه ای تغییر بافت جمعیتی استان و به اقلیت کشاندن مردم بلوچ می باشد.
شهر زاهدان که مرکز بلوچستان می باشد در حال خداحافظی با مردم بلوچ می باشد بهترین مناطق این شهرمانند خیابان دانشگاه ، بلوار بزرگمهر ، زیبا شهر و... محل سکونت غیر بلوچها می باشد در حالی که مالکان اصلی این شهر در حاشیه و یا محله های فقیر و یا خیلی جلوتر برویم مناطق متوسط شهر زندگی می کنند و در محله های بالای شهر بلوچ در اقلیت هستند و روز به روز به جمعیت غیر بومیان اضافه می شود و این اضافه شدن خود به خود بلوچ را تبدیل به اقلیت می کند.
طبق اخرین گزارشها فرماندار چابهار از تخریب منازل مردم بلوچ در این شهر خبر داد و گفت مردم زمینهای دولتی را اشغال کردند و هر چه زودتر باید این زمینها را تخلیه کنند و اگرنه منازلشان تخریب خواهد شد بدین صورت بلوچهای ساکن چابهار که در حاشیه شهر زندگی می کنند باید شهر چابهار را ترک دهند در این شهر برای غیر بومیان مهاجر از شهرستانها و یا از زابل مسکن ساخته شود.
در نیکشهر هم این طرح مدتی است که آغاز شده است و ساختمانهای چند طبقه برای غیر بومیان در این شهر تاریخی بلوچستان در حال ساخت هستند
والان نوبت سراوان که تاکنون کمتر مورد توجه بوده رسیده است و باید در این شهرها هم برای غیر بومیان مسکن ساخته شود چنانچه روز گذشته رئیس بنیاد مسکن از ساختن 560 واحد مسکونی خبر داد و هیچ شکی وجود ندارد که یک صدم این واحدهای مسکونی به مردم بلوچ تعلق نخواهند گرفت و همه برای مهمانانی است که رژیم جهت ایجاد توازن در منطقه به بلوچستان دعوت نموده است.
از این همه سرمایه گذاری رژیم که بگذریم معاون استاندار دیروز از حقیقتی دیگر مردم را با خبر کرد و اعلام کرد یک پنجم مردم بلوچستان افغانی هستند و هرچه زودتر باید بلوچستان را ترک دهند و رنه با زور بیرونشان خواهیم کرد اگر یک پنجم افغانی هستند حتما دو پنجم هم غیر زابلی و بیرجندی هستند و باقی می ماند دو پنجم دیگر که آنها هم تا یک دو سال دیگر یا اعدام و تیرباران می شوند و یا باز هم با طرح طرد اتباع بیگانه از بلوچستان اخراج می شوند و باقی می ماند بلوچستان با ساکنان زابلی و بیرجندی و تهرانی و از مالکان اصلی آن کسی باقی نمی ماند.
رهبران مذهبی و سیاسی بلوچستان تغییر چهره زاهدان و چابهار زنگ خطر و هشداری است برای ملت بلوچ که اگر با هوشیاری با این خطر مقابله نشود باید روزهای بدی برای ملت بلوچ در ایران پیش بینی کرد.
دلاور بلوچ
اين شيوه کپی برداری ازشرائط کشورهای ديگر، مللی ديگر و زمانی ديگرکه با دشمنان بخصوصی درحال مبارزه بوده اند، با اوضاع بلوچستان وخصوصيات فرهنگی ومبارزاتی ملت بلوچ ودشمنی که مردم ما با آن رو در رو هستند، اساساً مردود وفاقد ارزشهای علمی است. سال ۱۳۵۷ را بياد آوريم که نيروهای عمدتا چپ درايران و بلوچستان، تحليل اوضاع منطقه را درکتب مارکسيست ـ لنينيستی جستجو ميکردند، حال آنکه خود زاده وبزرگ شده منطقه بودند.
مبارزه ملت بلوچ با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد شروع نشده است. ۲۸ سال از عمر ننگين رژيم جمهوری اسلامی ايران ميگذرد و ستم ملی در بلوچستان کاهش نيافته که هيچ، بلکه بمراتب بر شدت آن افزون گشته است. در تمامی دولتهای قبلی مردم بلوچ از شيوه های مسالمت آميز و سياسی مبارزه بهره جسته اند و اما ببينيم که چه دستاوردهائی داشته ايم.
دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را از بلوچ تهی ساختند، بلوچها را يکی پس از ديگری از اداره جات دولتی اخراج و از استخدامی مجددبلوچها ممانعت بعمل آوردند، روحانيون مبارز و حق گوی بلوچ را چه در بلوچستان و چه در کشورهای همسايه ترور کردند، اسامی اماکن بلوچستان را تغيير دادند، سياست در اقليت قرار دادن بلوچ در بلوچستان را بيرحمانه پيش بردند، کشتار جوانان و مردم عادی و بيگناه بلوچ را افزايش دادند ، .... و نهايتاً قصد آن دارند تا بلوچستان را زابليزه کنند. اينها همگی نتيجه سکوت و مماشات مردم بلوچ در برابر جنايتکاران حاکم بوده است و بس.
طی ۲۸ سال گذشته، ملت بلوچ همواره خواهان کسب حقوق ملی خويش بوده و از روشهای بقول ايندوستان مدنی پيروی نموده و نتيجه اينکه؛ بومی بلوچستان يعنی زابلی، حاکمان بلوچستان يعنی باند متعصب و جنايتکار شهرياری ـ دهمرده که دستشان تا مرفق به خون جوانان بلوچ آغشته ميباشد و به عبارتی وسيع تر بلوچستان يعنی سيستان، بلوچ يعنی اشرار و قاچاقچی، بلوچ يعنی مزدور بيگانه، بلوچ يعنی خارجی که هيچگونه علاقه ای به بلوچستان ندارد و بايد شناسنامه جعلی اش باطل و از آنجا اخراج شود و ....
بر پايه چنين شرائطی است که تاب تحمل جوانان بلوچ که زوال تدريجی بلوچ و بلوچستان را در ايران شوونيستی آخوندها به عينه لمس ميکردند، پايان می يابد و اسلحه بدست ميگيرند تا از ملت و سرزمين خود دفاع کنند. اين مبارزه، ادامه همان مبارزه سياسی و مسالمت آميز ملت بلوچ است که بی نتيجه ماند و به شکست انجاميد.
دوستان و طرفداران حقوق پايمال شده ملت بلوچ بايد بوضوح در يابند که ما با دشمنی منطقی و با وجدان سر و کار نداريم که قادر به کسب حقوق ملی مان از طريق مذاکره و ... باشيم. دشمن ما نيروئی است فاشيستی که با هر پديده مثبتی سر ستيز دارد و هر ندای حق طلبانه ای را در گلو خفه ميکند. رژيم جمهوری اسلامی ايران بر پايه دو ديدگاه سرکوبگرانه شوونيسم فارس و مذهب تشيع استوار گشته و از همين زاويه با ملتهای ديگر ايران بر خورد مينمايد. اين رژيم از مبارزه مسالمت آميز سر در نمی آورد. بايد با زبان خودشان با آنها سخن گفت.
ملت بلوچ جهت حفظ بقای خويش در سرزمين مادری اش يک راه در پيش رو دارد، اينکه دارای بازوی نظامی قدرتمندی باشد تا بتواند در برابر دسايس دشمنان ملت بلوچ مردانه بايستد و از بلوچستان پاسداری کند. اين نيرو چه حزب مردم بلوچستان، چه بلوچستانءِ راجی زرمبش و يا جنبش مقاومت مردمی باشد
مهم نيست. اهميت در ضرورت اين قضيه نهفته است. آنچه هم اينک شاهد آنيم، مبارزه مسلحانه ای است که جنبش مقاومت مردمی آغاز کرده و در ۲ سال اخير ضربات کوبنده ای بر سرکوبگران ملت بلوچ وارد ساخته است. استراتژی نيروهای واقعاً ملی بلوچ بايدحمايت و تقويت اين نيروی جوان باشد نه اينکه به تبيلغ مسائلی بپردازند تا تضعيف اين جنبش را سبب گردد.
به عبارتی روشن تر ميتوان بيان داشت که حق گرفتنی است و با زاری و التماس حاصل نخواهد شد. چه خوشا که ملت بلوچ ميتوانست حقوق ملی خود را بدون خونريزی و خشونت کسب ميکرد، اما اوضاع حاکم عکس آنرا نشان ميدهد و گذر از اين دوران تحميلی، متاسفانه طوری که مشاهده ميکنيم اجتناب ناپذير خواهد بود.
امير بلوچ
۹ ارديبهشت ۱۳۸۶
لعنت خلفـای راشده و عداوت با صحابۀ رسول، نژادپرستی و ناشی از فرهنگی جاهلی است یا موضع جنگی استبداد و
امروزه بر کمتر کسی پوشیده است که مواضع بسیار خطرناکی از طرف جریانات شیعی صادر می شود ، بحدی خطرناک که حقیقتا آنها را از «مرزهای خروج از دین اسلام» نزدیک میسازد، و چونکه هیچیک از مراجع شیعی مشهور در رفض و انکار این مواضع خطرناک و نزدیک به خروج از دین اسلام، عکس العملی نشان نمی دهند ، و از طرف دیگـر، این جریانات توسط نظام ولایت مطلقه هدایت و آب داده میشوند، در نتیجه میتوان آنها را بعنوان «بخشی از شیعه» برسمیت شناخت. البته تاریخ وعقاید شیعۀ غالی و شیعۀ علی اللهی و شیعۀ صفوی نیز، که از طرفی علی وخاندانش را به «مقام الهی» میرسانند، و از طرف دیگر، صحابه و خلفای راشده را تکفیر و لعنت میکنند، و حتی قرآن منسوب به آنها را لا اقل مخدوش میدانند، این واقعیت را بیشتر اثبات می کند.
ادامه مطلب را بخوانید......
ادامه مطلب
جنایت کاران خون آشام با ظاهری عوام فریبانه وبا بکارگیری دستگاه های عظیم تبلیغاتی وحیف ومیل پولهای کلان نفت به جای مدرنیزه کردن اقتصاددرحال فروپاشی کشوربوده وسعی برآن دارند تا نظام سراپا استبدادی خویش را به عنوان الگو و مدل یک حکومت ایده آل به جهان اسلام معرفی نمایند وحال آنکه درخت به ظاهرتنومندشان ازداخل پوسیده است ونسل انقلاب به پاخاسته است زیرا دستهای سردمداران ایران تا مرفق آلوده به خون هزاران نفربی گناهیست که آه وناله آنان مظلومانه دربیغوله نظام خفه شده وضجه یتیمانشان دربطن استبداد خون آشامان ایران گم شده وهیچ گونه انعکاسی نیافته است.
ادامه مطلب
این مراسم در رژیم ولایت فقیه از رونق خاصی برخوردار گردیده است.
و شیعیان روافض جهت فرونشاندن عطش انتقام خویش از اسلام و مکتب پیامبر صلی الله علیه وسلم ، بر سر قبر افسانه ای فیروز مجوسی حاضر میشوند و حقد وکینه خویش را نسبت به یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم به نمایش میگذارند .
این قبر خود ساخته ی افسانه ای در شهر کاشان ایران قرار دارد و شیعیان روافض هر ساله در ایام شهادت حضرت عمر فاروق در آنجا تجمع نموده و روز شهادت را جشن می گیرند و ابولؤلؤ را بنام بابا شجاع الدین یاد می کنند
گفتنی است این مجوسی در شهر مدینه کشته شده و جسدش در همانجا چال گردیده است .
این تصاویر برگرفته از یکی از سایتهای رافضی ها می باشد





منظور از جبت ، طاغوت و نعثل ، ابوبکر صدیق و عمر فاروق و عثمان ذوالنورین رضی الله عنهم می باشد.
ومراد از لعن بر قاتلین حضرت فاطمه رضی الله عنها بنا به زعم روافض ، حضرت عمر وسایر صحابه است .



نقل از سایت مجاهدین حزب الفرقان
بسم الله رژیم نه تنها برای منطقه بلوچستان برنامه اقتصادی سیاسی فرهنگی مناسب با فرهنگ مذهب اداب و رسوم این منطقه ندارد بلکه سعی در وابسته نگه داشتن قوم بلوچ به نیروهای غیر بومی را دارد همانگونه که ما شاهد هستیم فقط در ایرانشهر بالغ بر 2500 نفر دانش اموز در حال فراگیری تحصیل در زیر درختان و کپرها هستند چابهار سرباز کنارک نیکشهر وجاهای دیگر وضعییت از ان بدتر است حال انکه در شهرک احمد اباد یا دلگان با سرازیر شدن سرمایه های نامشروع جهت تغیر مذهب مردم ما شاهد برنامه هایی هستیم که رژیم دارد دنبال می کند در دانشگاه ها در کلاسها بحثهای مذهبی پیش میکشند در دبستانها به عنوان جشن تکلیف به دانش اموزان اهل سنت مهر و سجاده هدیه میدهند در برنامه های صبحگاهی مدارس کلماتی همچون یا حسین و غیره به کار می برند در استخدامیها در استان خودمان از فیلترهای مذهبی و وغیره استفاده می کنند نامگذاری خیابانها وکوچه ها برخورد مسئولین با قوم بلوچ وغیره همه حاکی از انست که رژیم سعی در حذف این قوم میباشد
علت عدم موفقیت و تاثیر کم اپوزسیون در ایران
در واقع علت عدم موفقیت و تاثیر کم اپوزسیون بر خلاف فعالیتهای زیاد نظامی و سیاسی در ایران عدم همسویی فعالیتهای آنها با یکدیگر است و سرچشمه این اختلاف جهت حرکتها به دلیل اختلاف نظر در مورد برخی مسائل که یکی از عمده ترین آنها آینده ایران و چگونگی ساختار حکومتی فردای آن است.
این عدم همسویی گروههای مخالف داخلی نه تنها راهشان برای رسیدن به هدف دور بلکه باعث کم اثر کردن یا به نوعی تضعیف فعالیتهای یکدیگر می شود.در صورتیکه تماماً دارای هدفی مشترک که سرنگونی رژیم آخوندیست هستند و این اختلاف عقیده در حالیست که رژیم کماکان به آتش این اختلافات دامن زده ودر تلاش برای تغییر جهت
اپوزسیون تا زمانی است که کاملاً موازی با اهداف خویش گام بردارند لازم به ذکر است که تا کنون در این راستا موفقیتی نسبتاً چشمگیری داشته است.
اپوزسیون ایران را باید بداند و بپذیرند تا زمانی که فعالیتشان همسونشود و اتحادی قدرتمند مابینشان تشکیل مشود فعالیتشان از کارایی بسیار پایینی برخوردار خواهد بود و اثری ضعیف خواهد داشت و اگرمابینشان اتحادی با سازماندهی مشترک
تشکیل شود یا آنکه مرتبط با هم گام بردارند دیگر رژیم فاسد کنونی توان
مقابله با این دلیرمردمان جان برکف را نخواهد داشت و آتش ظلمشان رو به
خاموشی خواهد رفت.
باشد که سنگ نابرابری و ناعدالتی از خاک ایران با یک طناب کشیدنش باشد.
یارمحمدزهی_خاش
لازم به ذکر است که طی يک ماه اخير در شهرهاي مختلف بلوچستان بيشتر از بيست و پنج نفر با برچسب های واهی اعدام و یا در درگیریهای مختلف توسط مامورين رژيم به قتل رسیده اند
سایت خبری رژیم " ایرنا" در باره قتل این 4 جوان چنین نوشت :معاون اجتماعي قرارگاه عملياتي رسول اكرم(ص) گفت: نيروهاي اين قرارگاه در چند مرحله عمليات رزمي و اطلاعاتي ، چهار شرور مسلح را در شرق كشور به هلاكت رساندند
وزیر کشور آقای مصطفی پورمحمدی در پاسخ به نماینده تبریز در صحن علنی مجلس به ضعف و ناتوانی نیروهای مزدور رژیم در برابر مبارزین اعتراف نمود.
نماینده تبریز وقتی از وزیر کشور در مورد ناتوانی رژیم سوال کرد آقای پورمحمدی از دادن پاسخ درست امتناع ورزید و مثل همیشه به گزافه گوئی پرداخت تا بتواند پرده بر ضعف و ناتوانی رژیم نهد ولی باز هم نیروهای انتظامی را که در شب عملیات افتخار آمیز تاسوکی چند کیلومتری با محل وقوع عملیات فاصله نداشتند ولی از ترس و بنا بر بزدلی حتی یک گلوله به سوی مبارزین شلیک نکردند و صلاح را در مخفی شدن در پاسگاه دیدند را مقصر دانست و به نوعی به ضعف نیروهای رژیم اشاره نمود.
چنانچه اعلمی نماینده تبریز از پاسخ وزیر کشور قانع نشد و گفت پاسخ قانع کننده نبود ولی چون وزیر کشور تاکید کردند که در این حادثه تعلل صورت گرفته است من اعلام رضایت می کنم.
اما وزیر کشور بدانند که این شکستهای رژیم ادامه خواهد داشت و آن را پایانی جز نابودی ستمگران و مستکبران و متجاوزان نیست و نخواهد بود.
امروز گردانندگان این بازی همانطور که اعلمی گفتند جوانان و نوجوانانی هستند که تا رسیدن به حق کامل خود هرگز به اندازه یک وجب هم عقب نشینی نخواهند کرد این جوانان غیور را دشمنان و نادانان قوم هرچه می نامند بنامند ولی همه بدانند که تعیین کننده سیاست این سرزمین همین نوجوانانند و با خون خود این سرزمین را آبیاری نموده و با خون خود خس و خاشاک متجاوزان و مستکبران و فرصت طلبان را از تنه آن خواهند زدود و همانطور که تاکنون جان خود را در این راه فدا کردند تا شکست کامل متجاوزان و خون آشامان مردم بلوچ جان خواهند داد همانطور که عبدالحمید و بهزاد و احمد دهمرده تا آخرین لحظه زندگی از حق برنگشتند و طناب دار را بوسه زده و با دادن جان خود حقانیت راه خود را برای همگان ثابت کردند صدها و هزاران جوان دیگر حاضرند جان خود را بدهند ولی هرگز در برابر ستمگران زانو نخواهند زد و آینده ثابت خواهد کرد که پیروزی از آن کیست و همیشه خون بر شمشیر پیروز و ایمان بر اسلحه غالب بوده است و آینده هم پیروز است.
دلاور بلوچ
اخیرا از سوی اصلاح طلبان اعلامیه هائی انتشار یافت که در آن از اهلسنت و اقلیتهای قومی به دفاع برخاسته بودند و چنین وانمود کرده بودند که اصلاح طلبان خواهان رسیدن اهلسنت و همچنین اقوام ایرانی به حقوقشان هستند !
اما آنچه که مردم اهلسنت و دیگر اقوام ایرانی بعد از دوم خرداد و به قدرت رسیدن اصلاح طلبان مشاهده نمودن با آنچه آنها مطرح نمودند و الان هم مطرح می نمایند تفاوت دارد و همانطور که در دوره های قبل و بعد اهلسنت و اقوام ایرانی از بی عدالتی و تبعیض و عدم شرکت در ساختار نظام کشورشان و همچنین از ساختار قدرت در مناطق خودشان رنج می بردند بعینه در دوره اصلاحات هم رنج بردند و به خواسته هایشان هیچ توجهی نشد و مثل همیشه به حاشیه رانده شدند و حقوقشان در میان هیاهوها و سر و صداهای دو جناح گم شد و این فقط نظام بود که با شرکت وسیع و گسترده اهلسنت و اقوام ایرانی بهره برد و این شرکت گسترده هیچ نفعی برای اهلسنت در برنداشت.
شاید از نظر فکری بین دو طیف اختلاف باشد اما به نظر من پایه ایدیولوژیکی هر دو گروه یکی است و هیچ تفاوتی بین این دوجناح در اصول وجود ندارد و برایشان ولایت فقیه و حفظ نظام به مراتب بیشتر از اقوام و مذاهب ایرانی اهمیت دارد به همین خاطر هر دو با اقلیتها یک گونه برخورد نمودند و اصلاح طلبان تنها امتیازشان شعار های توخالی عدالت و برابری بود که با این طرفند اهلسنت و اقوام ایرانی را به میدان انتخابات کشاندند تا پایه های نظام جهل و جور را تثبیت نمایند و بعد از شکستشان در دو دوره انتخابات مجلس و ریاست جمهوری باری دیگر با همان شعارهای گذشته و پوسیده می خواهند اهلسنت را باری دیگر فریب داده و به عرصه رای دادن بکشند لذا اهلسنت باید بیدار باشند و امری را که یک بار تجربه کردند بار دیگر نیازی به تجربه اش نیست و رهبران اهلسنت بدانند که در صورت شرکت در مراسم نمایشی سیاستهای دو طیف هیچ سودی نخواهند برد بلکه با چنین اعمالی ضعف و ناتوانی خود را باری دیگر به نمایش خواهند گذاشت و در صورتی که آنها با مبارزات مسلحانه مخالفند لازمه مبارزات مدنی و دموکراتیک عدم شرکت در انتخاباتی است که هیچ سودی برای جامعه اهلسنت ندارد بدین صورت آنان با نافرمانی مدنی که حق مردم یک جامعه است می توانند سران نظام را به تفکر در برخورد با اهلسنت و اقوام ایرانی وادارند اگر چه امکان برخورد فیزیکی در این میان وجود دارد اما این نوع برخوردها موجب رشد بیداری مردمی شده و با ورود مردم به صحنه رژیم در تنگنا قرار می گیرد اما باز هم امکان بمباران و تیرباران مردم در صحنه وجود دارد ولی در یک مبارزه مدنی نباید از این امور واهمه داشت زیرا ترس و واهمه موجب محرومیت همیشگی می شود و اگر شما این امر را ممکن نمی دانید پس هیچ راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد و این حقیقتی است که مبارزین قبلا به آن رسیده اند لذا باید مبارزین را در راهشان یاری دهید تا با سرنگونی این نظام بتوانیم با همکاری دیگر هم میهنان یک حکومت مردمی برپا کنیم که در ان همه اقوام و مذاهب ایرانی دارای حقوق مساوی و برابر باشند و در ساختار سیاسی کشور همه به طور یکسان شریک باشند .
دلاور بلوچ
به گزارش پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری شهر سوخته ائمه جمعه و اساتید زابلی دانشگاه و گروههای مختلف طی ارسال نامه ای به رئیس مجلس آقای حداد ناعادل ناراحتی خود را از اظهارات اعلمی در خصوص استاندار محبوب باندهای افراطی زابلی ابراز داشتند.
این باندهای افراطی که با مردم سیستان تفاوت دارند و در کاخهای مجلل با ثروتهای بدست آمده از خون مردم بلوچ و سیستانی به سر میبرند در حالی که عموم مردم سیستان هم تا حدودی در فقر و بیکاری به سر می برند و این گروه با آرای مردم فقط جیبهای خود و فرزندانشان را از پول پر کردند و مردم دلشان خوش که نماینده و استاندار و فرماندار سیستانی دارند در صورتی که برای این گروه خوشنود نمودن یکدست تهرانی بیش از سیر کردن شکم مردم سیستان اهمیت دارد.
این باندها بیشتر توسط دو زابلی درنده خو و جنایتکار و متعصب با نام شهریاری و دهمرده مورد استفاده قرار گرفتند و این دو جانی در تمام دوره های اقتدار خود در ادارات مختلف تعصب و افراطی گری و بلوچ دشمنی خود را به نمایش گذاشتند.
دهمرده که بازوی شهریاری در زندگی اش بوده و از دشمنان قسم خورده ملت بلوچ می باشد و گذشته ننگینش در دانشگاه با اخراج اساتید بلوچ و عدم گزینش دانشجویان بلوچ چهره کریه این شیعه متعصب را برای همه روشن گردانیده است و این زابلی متعصب با کمک شهریاری به استانداری بلوچستان منتصب گردید و از روز اول به پاکسازی قومی در ادارات پرداخت اگر چه قبلا هم بلوچ سنی به ندرت در ادارات یافت می شد اما این فاشیست به طور کلی مردم بلوچ را از بدنه دستگاه اخراج نمود و حتی در محافل خصوصی علنا زابلیها را به طرد نمودن بلوچها دعوت نمود و از آنان خواست تا از ورود بلوچها به ادارات و نفوذشان جلوگیری به عمل آورند و بالاخره دستگاه را به باندهای متعصب زابلی سپرد و الان که اعلمی حقیقت این فاشیست را بیان نموده است این باندها به خشم آمده و به رئیس مجلس نامه می نویسند.
دلاور بلوچ
آیا مشکلات بلوچستان بعد از قیام مبارزین پدید آمدند یا پیشینه چند سالی دارند؟
آیا مردم بلوچ باید دارای چنین اقتصاد ناپایداری باشند که با وزیدن یک باد معمولی چنین باشند پس اگر آنطور که سران نظام تصمیم جنگ گرفته اند جنگی بین ایران و آمریکا رخ دهد چه فاجعه انسانی در این سرزمین محروم رخ خواهد داد؟
آیا باید غیر بومیان در این سرزمین سرمایه گزاری کنند و سرمایه داران ما مجبور باشند برای حفظ ثروت خود در دول عربی و پاکستان سرمایه گزاری کنند ؟
ادامه مطلب

