فعالیتهای مبارزین وبازدید از وبلاگ دلاور به آدرس ذیل مراجعه نمائید
دوستان معذرت می خواهم بنابر تراکم فعالیتها هر روز نمی توانم وبلاگ را آپ نمایم ولی باز هم کوشش می کنم از این به بعد روزی چند سطر کوتاه و شسکته به دوستان تقدیم نمایم.
بلوچستان به سوی قیام عمومی
اواخر اسفند ماه سال 85 ناگهان صدای امیدی بلوچستان محروم و سرکوب شده و به تاراج رفته را بیدار نمود و مردم غیور این خطه را که برای مدتی سکوت کرده بودند و یا آمپولهای تخدیر کنند متجاوزان چنان مغز مردم این دیار شیرین را شستشو داده بودند که دیگر هیچ امیدی برایشان نمانده بود و متجاوزان و غاصبان مشغول تقسیم ثروتهایشان و حل نمودنشان در خود بودند و تصور نمی کردند که باز از این دیار غریب کسی برخیزد و حق بطلبد اما غلط بود آنچه پنداشته بودند و درد سالیان و اشک مادران و غم پدران و غربت فرزندان بلوچستان به صورت طوفانی خشمگین تماثیل جبر واستبداد و اعدام و کشتار را در ریگزارهای تاسوکی در هم نوردید.
این روز نقطه عطفی برای ملت بلوچ و سرزمین بلوچستان بود و بادهائی که همیشه از آن سو خاک برای مردم می آوردند این بار پیام آزادی و مبارزه و امید به ارمغان آوردند و استقامت و ایستادگی و پایمردی جوانان این خطه پس از آن عملیات و عدم عقب نشینی در برابر اعدامهای وحشیانه در ملاء عام و سرکوب و کشتار غنچه از نو روئیده بیداری و مقاومت را رشد و موجب شد تا گروهها پس از سالها سکوت باز گرد هم آیند و به صورت یک جنبش در آیند و امروز بعد از گذشت یک سال و چند ماه بلوچستان کاملا در برابر رژیم ایستاده است و از تمام گوشه و کنار بلوچستان زمزمه مقاومت و نبرد و قیام به گوشها می رسد و این زمزمه ها نوید آزادی و پیروزی می دهند.
رژیم احساس می کند که امروز تنها با یک گروه و یا یک قوم در بلوچستان در نبرد نیست بلکه اقوام مختلف و گروههای مختلف با ندای اتحاد با همدیگر نبردی همگانی و قیامی عمومی را در بلوچستان در حال تدارکند که این قیام برای همیشه دست ظالمان و مستکبران را از بلوچستان قطع خواهد کرد.
به امید بلوچستانی برای مردم بلوچ
به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به عموم مردم بلوچستان و ایران مژده می دهد که سازمان مبارزان سپاه رسول الله به فرماندهی حاجی واحد بخش درخشان برادر شهید مرحوم و مبارز نامی و مشهور مولا بخش درخشان بعد از گفتگوهای چند روزه و نشست با رهبری جنبش اساسنامه جنبش را پذیرفته و رسما به جنبش مقاومت مردمی ایران ملحق شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران این اتحاد و همبستگی را به مبارزان و مردم بلوچستان تبریک گفته و از همه گروههای مبارز می خواهد تا با وحدت و همدلی و اجتماع زیر یک پرچم در راستای سرنگونی رژیم طاغوتی ولایت فقیه تلاش نمایند.
طی این اطلاعیه همچنین جنبش مقاومت مردمی ایران اعدام و شهادت جوانان دلیر شه بخش بدست جلادان خون آشام رژیم پلید ولایت فقیه را به مردم بلوچستان و ایران و خانواده شهداء تسلیت گفته و به رژیم بزدل و ترسوی خمینیسم که توان رویاروئی با غیورمردان بلوچستان را ندارد و می خواهد با ریختن خون بی گناهان و مردم عادی پرده بر ضعف و زبونی خود نهد هشدار می دهد که دست از جنایت بکشد و رنه بهائی بس سنگین باید بپردازد و جوانان غیور بلوچستان در برابر این وحشیگریها آرام نخواهند نشست و انتقام خون لاله های پرپر شده بلوچستان را از حلقوم مزدوران ولایت فقیه خواهند کشید.
رژیم بداند که با چنین اعمال پست و زبونی هرگز نمی تواند جوانان بلوچستان را از راهشان باز دارد و راه مبارزه را سد نماید بلکه از قطره قطره خون شهدای بلوچستان هزاران مبارز خواهد روئید و دست پلید ظالمان و دژخیمان را نه تنها از بلوچستان که از ایران قطع خواهند کرد.
سال 57 در ایران قیامی عمومی علیه محمد رضا پهلوی شاه وقت ایران بر پا شد صد ها هزار ایرانی با ریختن به خیابانها بر ضد شاه شعار میدادند آنان خواهان برپائی حکومتی اسلامی بودند هیتلر وقت با شعارهایی فریبنده توانسته بود مردم را به خیابانها بکشد در بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت نظام شاهنشاهی ایران رسما از هم پاشید خمینی ده روز قبل یعنی دوازدهم بهمن در بهشت زهرا تهران سخنرانی معروف اقتصادی خود را ایراد کرد که نشان دهنده عدم آگاهی او از دنیای اقتصاد بود خمینی در آن سخنرانی گفت با رفتن شاه از کشور اقتصاد ایران بیست و پنج سال به عقب برگشته است او همچنین گفت که دولت دکتر بختیار را مشروع نمیداند و دولتی جدید تعیین میکند که این دولت قادر است نفت را بر سر سفره های ایرانیان بیاورد مردم که او را نائب خدا بر روی زمین میپنداشتند با این سخن او بیشتر منحرف شدند اما دیری نپائید که همان خمینی که مدعی بود با رفتن شاه اقتصاد ایران ضربه ای بزرگ متحمل شده و بیست وپنج سال زمان نیاز است تا اقتصاد کشور به حالت اولیه خود برگردد کشور را درگیر جنگی کرد که خسارات آن به مراتب از آن قیام بیشتر بود پس از دوسال با مداخله کشورهای عربی صدام حسین اعلام کرد که آماده است به این جنگ خاتمه دهد اماکفتار پیر جماران مدعی شد که میخواهد از از راه کربلا قدس را آزاد کند همین بلند پروازیهای او باعث شد که جنگ هشت سال به طول بینجامد ویک ملیون جوان ایرانی جان خودشان را از دست بدهند اما قضیه به همین جا ختم نشد حکومتی که مردم آن را حکومتی اسلامی تصور میکردند نسل کشی دو قومیت بزرگ کرد و بلوچ را آغاز کرد در کردستان این این نسل کشی به بهانه مبارزه با آنچه که حرکت تجزیه طلبانه کردها می نامیدند آغاز شد ودر بلوچستان هم رژیم به بهانه بر خورد قاطعانه با قاچاق چیان مواد مخدر هزاران زن,کودک وجوان بلوچ را به شهادت رساند در اوج وحشیگری رژیم جوانان بلوچستان با نا امید شدن از اینکه این رژیم اهل مدارا نیست دست به اقدام نظامی علیه تروریستهای رژیم آخوندی زدند که باعث شد بلوچستان به عنوان پر تلفات ترین استان برای مزدوران رژیم آخوندی پس از جنگ خانمان سوز ایران و عراق شناخته شود علی رغم حضور دهها هزار نفری نظامی رژیم در بلوچستان نبرد با این جنایت کاران ادامه دارد و جوانان بلوچستان هر چند وقت یکبار ضربات سنگینی به پایه های سست رژیم تروریستی آخوندی وارد میکنند رژیم با هدف اینکه افکار عمومی ایران و جهان را از مبارزات سیاسی بلوچستان منحرف کند این جوانان را قاچاقچی می نامد اما هرعقل سالمی میتواند درک کند که با مسدود بودن مرزهای بلوچستان با کشورهای همجوار امکان ترانزیت مواد مخدر غیر ممکن شده است.
ناروئی از زاهدان
به نقل از وبلاگ تفتان

رویا رو کشتید
دلهاشکستید
گلهای پرپر برجا گذاشتید
بامرگ رویا , سوری بکردید
سیم و زر خویش افزون بکردید
رنگ سیاهی بردل نشاندید
فانوس دل راخاموش کردید
آن باغ زیبا مصلخ بکردید

صد باغبان رابی خانه کردید
خوان یتیمان غارت بکردید
نام علی رابدنام کردید
ای شب پرستان تاکی به جهدید
همگام ظلمید همگام مرگید افعی بدوشان این رابدانید
بذرمحبت ازجابکندید این رابدانید رویا نمردست
اوتا قیامت میهمان نوراست
بلوچ ازمکران
چند روز پیش جوانان شه بخش با تشکیل سازمانی به نام سازمان مبارزان بلوچستان با حمله به کاروان سپاه پاسداران ۲۵ نیروی سپاه را به هلاکت رسانده و چند پاسدار دیگر را به اسارت گرفتند بعد از این عملیات نیروهای سپاه و بسیج با پشتیبانی نیروی هوائی به منطقه کورین یورش برده و صدها جوان را دستگیر کردند و برای فرونشاندن خشم خود در طی چند روز گذشته چند جوان بلوچ را اعدام کردند.
و من هم مي گويم به نام خالق يکتا ، به نام صاحب عدالت و آزادگي .
و اما ديگر دعاي خيري در کار نيست و بجايش دعای نفرين مي فرستم.
نفرين بر کساني که ما را در سرزمين خويش غريبه کردند .نفرين بر اهريمنان نفرين بر ظلم و نفرين بر کساني که سايه شوم بدبختي و نحوست را بر سر ما سايه افکندند..
آري مي خواهم بار ديگر شما را محرم اسرار و نوشته ها و دردها و رنجهايم نمايم و راز دل برايتان آشکار کنم.
و قصه اي ديگر از غصه هاي پر ا ز وا قعيت اين سرزمين پاک و نجيب و مظلوم را با شما بگويم.
قصه تحقير ، قصه تهديد ، قصه اي از برگ سياه تقدير ، قصه اي از کاشانه داشتن و آواره بودن قصه اي از لحظه تلخ نبودن.
نميدانم که هيچ براي شما اتفاق افتاده است که خود را در خانه خود غريبه احساس کنيد يا نه .
اما من هر روز مي بينم و هر روز با تمام وجود احساس مي کنم و در دل به حال زار خويش و مردمم زار زار ميگريم.
اشخاصي به عنوان نيروي انتظامی ، مرصاد ، بسيجي ، سپاهي و ......
که تعدادشان هم کم نيست و در يک کلمه مي توان خلاصه کرد سارقان مسلح .
سبز مي شوند و به هر بهانه اي گير ميدهندو به بهانه هاي مختلف سعي در تحقير آدم مي کننند .
تحقيري که وجودت را خورد مي کند ، و دردناک تر از همه اين است که همه اين اتفاقات بيبشتر براي اشخاصي اتفاق ميا فتد که با لباس سنتي و بر حق در خيابان و کوچه و بازار قدم ميزني.
و اين پست فترتان و عقده ايهاي روزگار آنان را به چشم آدمهاي اضافي مي بينند و وظيفه خود مي دانند که به هر طريق به انان گير دهند و غرور و شخصيت آنان را زير چکمه هايشان لگد مال کنند.
و آنان را در زير باران سوالات نابجا و نابخردانه اشان غرق کنند.
کي هستي ، از کجا مي آيي ، براي چه به اينجا قدم ميزني ، براي چه موهات بلنده ، واسه چي مو نداري.
و حتي پا را فراتر نهاده و به توهين هم قناعت نمي کنند و تفتيش بدني را شروع مي کنند مثل اينکه مجرمند واقعا که بي شرمي و وقاهت را ديگر از حد گذرانده اند.
به خوبي به ياد دارم که چند وقت پيش با يکي از دوستان در راه بازگشت از يکي از شهرهاي مرزي بودم که پليس آن منطقه که بلوچ هم بودجلوي ماشين ما را گرفت که شما ايراني هستيد و ما جواب داديم که نه ما بلوچ هستيم و پليس لبخندي زذ و گفت که برويد برادران.
اما همان روز وقتي از مرزگذشتيم و به قول معرو ف به خاک و سرزمين خود وارد شديم ، همه جا ترس از اينکه ماموران جلوي ما را مي گيرند و گير مي دهندو همه و همه فقط به خاطر اين هست که ما بلوچيم.
و همينطور هم شد. چون در يکي از همين به اصطلاح ايست بازرسيهايشان الکي گير دادند و وسايل ما را مورد تفتيش قرار گرفتند و هر چند دنبال احترام آن پليس در کشور بيگانه گشتم چيزي و شباهتي بين رفتارشان ديده نمي شد.
و تازه با تمام وجود فهميدم که يک نفر از جنس خودمان چگونه با ما رفتار مي کند.
حداقل به جرم قوم و نژاد ديگر مورد توهين و آزار و اذيت قرار نمي گيريم.
و با تمام وجود تحقير را حس کردم و آرزو کردم که اي کاش بلو چستان ما هم لااقل به اندازه انها آزادي داشت که ديگر در خانه خويش غريبه نباشيم.
آري دوستان من اين حسي است که لحظه به لحظه به ما تزريق مي کنند و سعي و برنامه آنان هم همنطور است که ما را در سرزمين خود غريبه کننند که هيچ نقشي در تعيين سرنوشت خويش نداشته باشيم .
همانطور که که هم اکنون اينگونه است.
و براستي ما هيچ نقشي در تعيين خويش نداريم.
به اميد روزي که ريشه ظلم و نژاد پرستي بخشکد و بلوچستاني براي بلوچ داشته باشيم و بلوچ در بلوچستان آزاد باشد
الف از پهره از دوستان دلاور
در سال 1309 هجري شمسي "دزداپ" به زاهدان تغيير نام داد و در سال 1310 شمسي آن مركز استان جديدالتاسيس "بلوچستان و سيستان" گرديد ( اين استان از جدا شدن بلوچستان از كرمان و روستاي حيدرآباد ?نصرت آباد سنجراني كه به سيستان تغيير نام پيدا كرد - از جنوب خراسان تشكيل شد ) اما اين تقسيمات (همچون تقسيم بلوچستان ايران و پاكستان ) تاثيري در كوچ عشاير بلوچ نداشت و تمام قلمروي خراسان جنوبي و جنوب كرمان و مكران محل سكونت بلوچ ها بود . سالها بعد از آن استان بلوچستان و سيستان نام خود را به "سيستان و بلوچستان" داد
با روي كار آمدن حكومت شيعه در ايران نگاه به تعدادي از اقليت شيعه زابلي كه ساواكي هاي ديروز بودند و ولايتمداران امروز در مقابل بلوچ هاي سني عوض شد و حكومت مركزي از آنان بنوعي براي تضعيف ملت بلوچ (كه هميشه براي حكومت مشكل آفرين بوده اند ) استفاده كرد. شيوه ايي كه با وجود اثبات ناكارآمدي آن هنوز هم ادامه دارد تا اينکه سيستان و سيستانيهاي متعصب با كمك حكومت مذهبي توانست تمام پست ها و منصب هاي اداري و تجاري منطقه را تصاحب كند و علاوه بر اين از شيوه نظامي (همچون حمله و اعدام ...) به فرهنگ يك ملت بتازد تا نامي از بلوچ و بلوچستان و فرهنگ اصيلش باقي نباشد .
آري مدارس دخترانه به بهانه متحدالشكل كردن لباس دانش آموزان لباس بلوچي را ممنوع كردند و بعد از چند سال پسران بلوچ هم به همان بهانه در مدارس از پوشيدن لباس بلوچي منع شدند .(عدم تدريس زبان بلوچي در بلوچستان آنهم زماني كه در دانشگاه هاي معتبر اروپا كه تا مقطع دكترا اين زبان تدريس مي شود نيز بماند ) در ادارات نيز معدود بلوچي اگر يافت شود بايد به فرهنگ و لباسش پشت پا بزند وگرنه متهم به تعصب و قوم گرايي و... مي شود و هرچند وقت نيز بايد پاسخگوي "برادران حراستي" باشد .
عداوت و كينه اين افراد متحجر بر ضد ملت بلوچ بدينجا ختم نگرديد. آنها تلاش هاي فراواني براي حذف نام بلوچستان كردند. بيشترين تلاششان معطوف به مركز استان,زاهدان است. (لازم به يادآوريست اين ها فقط بخش كوچكي از اقدامات اين گروه متعصب از سيستانيها براي حذف نام بلوچ و بلوچستان مي باشد اين اقدامات از كوچ دادن بلوچ ها گرفته تا نوشتن نام سيستان بعنوان آدرس پستي قبوض آب و برق و تلفن و حتي تقويم هايي كه كد شهر ها را نوشته ... ). براي بهتر روشن شدن ماجرا چند مثال مي آورم
1- كوچاندن بلوچ ها از منطقه تاسوكي و اعلام اين منطقه بعنوان دشت سيستان و همچنين ايجاد يك شهرك بعد از عمليات تاسوكي در آنجا و احتمال اسكان دادن برخي از سيستاني ها (لازم بيادآوريست محدوده جغرافيايي سيستان هميشه در حال تغيير و گسترش است بطوريكه كارخانه سيمان زابل بنام سيمان سيستان در 60 كيلومتري زاهدان و در نزديكي روستاي حرمك از توابع زاهدان در حال تاسيس است !!!
2- تاسيس يك شهر جديد بين زاهدان و زابل بنام "رامشار سيستان" و فراهم كردن انواع امكانات براي سكونت زابليهاي خودي در آن
3 -كوچ دادن سيستاني ها (خودي) به زاهدان و ديگر شهرهاي بلوچستان در سطح كلان تا هم در تغيير تركيب جمعيتي و همچنين در تصدي پست ها بعنوان بومي منطقه موفق باشند. طوريكه بيش از 80 در صد روستاهاي زابل داراي سكنه بلوچ اند,اما بدون کوچکترين حق راي و اختيار .
4- تاسيس ده ها شركت با نام سيستان و هامون كه از مراجع تقليد شيعه و آخوند هاي قم براي مبارزه با به اصطلاح وهابيت برايشان پول هاي كلان فرستاده مي شود و تملك زمين هاي اطراف زاهدان و ساير شهر هاي بلوچستان و سكونت افراد غير بومي خصوصا سيستاني ها در آن ? بطوريكه يكي از همين شركت ها در راستاي سياست هاي تفرقه افكنانه خود اقدام به تاسيس ميدان ميوه و تره بار بزرگي در اول جاده زاهدان زابل بنام "هامون ثمر" نمود.
اين اقدام پس از آن صورت گرفت كه بلوچ هاي منطقه طي يك مناقصه كه توسط شهرداري آن هم با رعايت تمام اصول قانوني انجام گرفت برنده برخي غرفه هاي ميدان ميوه و تره بار تازه تاسيس شدند.اين حق قانوني بلوچ ها (كه صاحبان واقعي منطقه نيز بشمار مي روند ). اما به مذاق سيستاني هاي متعصب خوش نيامد و حاضر نشدند از ميدان ميوه و تره بار قبلي (كه با وجود تمام مشكلات بهداشتي اش هنوز نيز فعال است ) خارج شوند و در كنار بلوچ ها كاسبي نمايند.آنان با نامه و نامه نگاري و تبليغات دروغين مبني بر استيلاي وهابيت در منطقه و پادرمياني آخوند هاي قم توانستند در يك اقدام كاملا غير قانوني زميني در اطراف زاهدان تصاحب و ميدان ميوه و تره باري مخصوص سيستاني ها تاسيس كنند .در حالي كه شهر نياز به دو ميدان ميوه و تره بار نداشت.
اين خود علاوه بر نمايان نمودن چهره واقعي اين گروه متحجر و نشان دادن دشمني آشكار آنان با ملت بلوچ بنوعي دهن كجي به تمام مردمي بود كه شهرداري با استفاده از ماليات آنها ميدان ميوه و تره باري آنهم با هزينه هاي سرسام آور و با وجود كمي بودجه ساخت و به عينه نشان داد که در حكومت مذهبي ايران قانون و رعايت آن معنا و مفهومي ندارد ? حالا نيز شهرداري اعلام كرده ميدان بار شهرداري كه بلوچ ها در آن غرفه دارند با "ميدان هامون ثمر" كه زابلي ها در آن غرفه دارند بصورت رقابتي با هم كار كنند يعني بنوعي خودشان بلوچ و زابلي را مقابل هم قرار دادند
5- عدم معرفي و توجه و رسيدگي به آثار تاريخي و باستاني بلوچستان كه در حال تخريب اند . بطوريكه اكثر مردم آنقدر كه" شهر سوخته" (البته شهر سوخته مال بلوچستان است نه سيستان ) و كوه خواجه و دهانه غلامان را مي شناسند آثار باستاني شهر خود را نمي شناسند
6- تاسيس" شبكه تلوزيوني هامون"( درياچه اي در سيستان ) براي معرفي و نشان دادن سيستاني ها و لهجه سيستاني و رقص سيستاني ?( رقص سيستاني يا خراسان جنوبي???) - تا بنوعي اين دو درصد (زابل ) بر 98 در صد ( بلوچستان ) بچربد
7- تغيير نام ادارات و خيابان ها همچون "نهاد رهبري در امور اهل سنت بلوچستان" به "نهاد رهبري در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان" و يا خيابان مولوي عبدالعزيز به خيابان مولوي در مقابل نام گذاري شيلات به نام اداره كل شيلات سيستان و همچنين نام گذاري خيابان هاي مهم و پر جمعيت زاهدان بنام هيرمند و سيستان و همچنين تاسيس مجتمع هايي با بودجه دولتي بنام "هامون كنار "و هامون و... و اين در حاليست كه در زابل هيچ خياباني بنام بلوچستان و يا يكي از ديدني هاي بلوچستان نيست و حتي در خود زاهدان بعنوان يكي از شهر هاي بلوچستان هيچ خيابان يا ميدان و يا كوچه ايي بنام بلوچستان نامگذاري نشده است
8- ابطال شناسنامه بلوچ هاي منطقه و معرفي آنان بعنوان افغان
بله, در پايان بايد گفته شود که يك عده افراد متحجر در صدد خذف نام و فرهنگ بلوچستانند ,با ثمر يا بيثمر!! اما ديوار بي اعتمادي و تشديد عداوت و كينه بين بلوچ و زابلي به نيم ساز خود رسيده است و بهر طريق ممکن بايد شکسته شود . فقط روشنفکران سيستاني همراه با ملت ستمديده بلوچ ميتوانند جلوي رشدش را گرفته و آنرا فرو ريزند
|
تفسيري از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام زاهدان |
اپوزیسیون چگونه عمل می کند؟
در حالیکه فشارهای بین المللی علیه رژیمی که سمبل شرارت و جنایت در جهان و ایران شناخته می شود رو به گسترش است رژیم ولایت فقیه با سرکوب و اعدام و تهدید و ارعاب می خواهد اعتراضات مردمی را در حلقوم خفه نماید و اعتراضاتی که روز به روز بر حجمشان افزوده می شود را با خشونت و ترور پاسخ دهد.
همه جوامع و اقشار و اقوام ایرانی از مظالم و ستمهای روا رفته توسط رژیم ولایت فقیه به تنگ آمدند و دنبال راهی برونرفت از این خانه تاریک و پروحشت هستند اما ترس و وحشت بر جامعه ایران حاکم است جوانان مبارزسیاسی در سرتاسر ایران با عنوانهای ارازل و اوباش و اشرار و مواد فروش و...اعدام و حلق آویز می شوند شاید به ظاهر قضیه رژیم خود را در این جنگ موفق تلقی نماید اما در حقیقت شکست سران حاکم بر تهران را نشان می دهد که چنین ذلیلانه و ناجوانمردانه جوانان را به صلابه می کشند شکستی قطعی و یقینی که پیروان خمینی را از آن راه فراری نیست البته تنها چیزی که در این وضعیت حاد و فرصت پیش آمده مبارزات مردمی را با شکست مواجه می نماید عملکرد ضعیف اپوزیسیون خارج از کشور است زیرا مبارزات مردمی نیاز به مکانیزه نمودن و رهبری توسط رجال سیاسی دارد و مبارزات متفرقه و پراکنده تا شکلی منسجم و متحد به خود نگیرند و به صورتی منظم و قانونمند رهبری نشوند از سوی نمایندگان امام زمان قلع و قمع می شوند و چنین مبارزات به صورت فاجعه های انسانی که جان صدها نفر گرفته شود در می آیند و فرقی ندارد که این مبارزات مدنی باشند یا مسلحانه هر دو نوعش مشکلات خاص خود را به همراه می آورند که البته در راه مبارزه در هر دو نوعش تلفات و ضیاع جانها انسانی ناگزیرند البته با مکانیزه نمودن مبارزه و رهبری دقیق می توان این تلفات را به نفع مبارزه و در راستای پیشبرد اهداف مبارزه و بر ضد رژیم ضد انسانی ولایت فقیه استفاده نمود و راه را برای قیام عمومی هموارنمود ولی اگر مبارزات سیستماتیک و دقیق رهبری نشود فقط باید خون به هدر روند و جوانان مملکت با مارکهای مختلف اعدام شوند وعمر ننگین رژیم افزایش یابد.
ولی متاسفانه اپوزیسیون خارج از کشور متشتت و متفرقند و حتی برخی به جای مبارزه با رژیم راه مبارزه با یکدیگر را به پیش گرفتند و ساعتها وقت خود را صرف نزاعهای بیهوده با یکدیگر می نمایند و نمایندگان امام زمان با پوزخند از کنارشان می گذرند و از داشتن چنین اپوزیسیونی خوشحالند.
امروز ایران نیاز به اتحاد تمامی نیروهای اپوزیسون و مخالف رژیم اعم از احزاب سرتاسری و احزاب اقوام دارد تا با وحدت بتوانند ملتی سردرگم را رهبری نمایند نه اینکه سردرگم تر از آن نمایند که رژیم ولایت فقیه کرده است و این ملت بیچاره هیچ پناهگاهی برای خود نیابد و مجبور باشند به گرگان درنده ای همچون احمدی نزاد پناه برند.
در حال حاضر در بلوچستان مبارزه ای مسلحانه که نظیرش در دیگر نقاط ایران یافت نمی شود در جریان است اگر چه این مبارزه مسلحانه است و با مبارزات دیگر ایرانیان تفاوت دارد اما رهبر جوان این مبارزات به گونه ای عمل نموده است که نه تنها در سطح بلوچستان که در سطح کشور توانسته است مردم ایران را متوجه جنایات رژیم نماید و در بلوچستان با اتخاذ سیاستهای درست رژیم را در تنگنا قرار دهد به طوری که رژیم در تمام زمینه ها با شکست مواجه شده است و میرود که به زودی در بلوچستان ما شاهد قیام مردمی گسترده ای باشیم این رهبر جوان با احترام به همه احزاب ندای اتحاد ایرانیها اعم از فارس و کرد و بلوچ و ترک و عرب سرداد و خود را محبوب دل ایرانیها کرد و تنها راه پیروزی همین اتحاد و یکپارچگی می باشد و اختلافات و نزاع های موجود در اپوزیسیون سودش به جیب ولی فقیه و دار و دسته اش می رود و ضررش برای همه ملت ایران است.
دلاور بلوچ
مدتی است که دولت منفور جمهوری به ظاهر اسلامی اما در واقع شیطانی و حکومت ابلیس زمانه با اجرای تکنیکها و روشهای مختلف اقدام به از بین بردن انسانهای بیگناه زیادی نموده است.
شما به این دولت چه میگویید دولت خدمت گذار یا دولت شرم گذار و شرم پرداز.
ای لعنت خدا بر شما باد که چگونه کودک 2 ساله را از دامان مادرش جدا میکنید و مادرش را به جرم قتل آخوندی که قصد تجاوز به او را داشت، اما وی اقدام به مقاومت در برابر این ظالم منفور مینماید و در نهایت این ابلیس پلید را به درک واصل میکند ، و این زن بی پناه که شوهرش مدتی پیش او را با فرزند ده ماه اش رها کرد و به دیار حق شتافته بود ، ( این زن از اهالی استان خراسان بوده که مدتی پیش توسط ایادی استکبار آخوندی اعدام شد ) چگونه است که انگ نفرت را بر جبین مردم بی پناه میچسبانید اما آنکه از دسته خودتان باشد حتی اگر جنایتکاری کثیف و ظالمی بی نهایت باشد که به درک واصل شود او را شهید و او را در نزد مهدی در غار پنهان شده تان میدانید.
کشتن کودکان و جوانان و نوجوانان یکی دیگر از موفقیتهای بیشمار شما است شمایی که در تلاشید ریشه های مقاومت را از پایه بخشکانید اما به خداوند قسم یاد میکنم که اگر شما صدها کودک بلوچ همچون رویا سارانی را بکشید و شما صدها نوجوان و جوان بلوچ همچون شهید سرفراز سعید قنبرزهی و شنبه زهی را به شهادت برسانید، به شما قول خواهم داد همانهایی که در شکم مادرند و هنوز هم متولد نشده اند نیز مبارز متولد خواهند شد.
امروز و در این نامه به شما هشدار میدهم که عبدالمالک آن کسی نیست که شما تصویر آن را میبنید، عبدالمالک منم ، عبدالمالک برادرم است و هزاران جوان بلوچ و در انتظار باشید عبدالمالکها هنوز هم در دامان شیر زنان بلوچ پرورش داده میشوند، این بلوچستان هزاران عبدالمالک دارد که هر روز بر حکومت شیطانی شما قیام خواهند کرد تا به امید حق ریشه های حکومت شیطانی شما را تباه و نابود نمایند.
حالا اگر مردانگی و توان در وجوتان موجود است که من به توان قاطع میگویم که هیچ مردانگی در شما نیست آنچه هست بزدلی و نامردی واقعی است که توانتان فقط در کشتن زنان و کودکان است ، که از قدیم یکی از صفات معرف آدم بزدل و نامرد همین بوده است، میخواهید بدانید مرد کسیت به یاد بیاورید مرد همان جوانی بود که سرباز پلیدتان را هنگامی که میخواست او را تا چوبه دار همراهی کند، ضربه محکمی به این سرباز زد و گفت : نیازی ندارم که انسانی کثیف و شر آور مرا تا رسیدن به معبودم همراهی نماید ، مرد به او میگویند حالا بر خاطر نخراشیده خود که تهی از مغز و تفکر است چنگ بزنید شاید نام او را از ترسی که وجوتان را فرا گرفته است به یاد بیاورید.
حالا هم من با توانی پرتوان با وجودی آکنده از عشق به بلوچ و بلوچستان بار دیگر میگویم که اینجایم من عبدالمالک منم عبدالمالک منم :
من عبدالمالکم بردارم عبدالمالک است فرزندم عبدالمالک است اینجا همه عبدالمالک هستند .
عبدالمالک ریگی
انجمن تلاش برای رهایی بلوچستان از استبداد
دانشجویان بلوچ پیروان شهامت رهروان شهادت
به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان شبکه سیستانی هامون خبر از اعدام یک جوان بلوچ به نام عبدالمالک شه بخش در روز پنج شنبه ودر زندان زاهدان داد
از ریگی تا ریگی
از ریگی تا ریگی عنوان مطلبیست از یک فاشیست زابلی که خاندانش از متعصب ترین و جانی ترین باندهای زابلی در حق مردم بلوچ می باشند و در حقیقت این گروه از بلوچ و نام بلوچ نفرت به دل دارند و همیشه تلاش و کوششان بر این بوده است که ملت بلوچ را از سرزمین بلوچستان بی دخل نمایند شاید و این باند که بخشی از باند شهریاری و دهمرده می باشند با عملیاتهای جوانان بلوچستان ضربه های سنگینی خوردند و الان بعد از عملیات سازمان مبارزان سیستان و بلوچستان که در آن یک فرد بلوچ از طایفه ریگی به هلاکت رسید این زابلی فاشیست برای اولین بار از یک بلوچ تعریف و تمجید نموده است و در حقیقت چهره مزدور آن بسیجی نا بلوچ را به تصویر کشیده است چون اینها به جز مزدوران خود کسی را نه به سپاه و بسیج راه می دهند و نه چنین از کسی تعریف و تمجید می نمایند.
دقیقا اربابان از مزدوران خود چنین استفاده می نمایند اما هنگامی که تاریخ مصرف مزدوران به اختتام رسد در زباله دان می اندازند و به قول رهبری جنبش مقاومت مخبر برای رژیم مثل دستمال کاغذی است که بعد از استفاده در زباله دان انداخته می شود یاد داستانی افتادم که شخصی به نام کریم در هند به استخدام استعمار در آمد و گزارشهای هند را به اربابان انگلیسی خود می داد این شخص به مدت بیست سال وظیفه جاسوسی خود را به نحو احسن انجام داد و بالاخره در یک ماموریت مخفی به همراه چند انگلیسی دستگیر شد که انگلیسیها با دخالت دولت انگلیس آزاد شدند و کریم به اتهام جاسوسی تیرباران شد؛ کریم قبل از اجرای حکم اعدامش به مردم هند پیامی داد و گفت ای مردم هند من بیست سال جاسوس انگلیس بودم آن وقت که آنها به من نیاز داشتند به من خدمت کردند و از من تعریف و تمجید نمودند و به من لوح تقدیر دادند و دهها درجه و مقام به من دادند اما امروز که به من نیازی ندارند و من به کمک نیاز دارم حتی حاضر نشدند من را به عنوان شهروند خود بپذیرند و من یقین کردم که مخبر و جاسوس به اندازه سگ هم برای اربابش ارزش ندارد لذا من از مردم هند می خواهم از خدمت به انگلیس باز آیند و خود و فررزندان خود را قربان امیال استعمارگران ننمایند.
امروز در بلوچستان چنین است و رژیم ولایت فقیه برخی بلوچها را با چند امتیاز و مقداری پول خریده و مرگ را به آنها اهداء می کند و در ظاهر آن را شهید می خوانند و در خفاء چند دشنام هم نثارش می کنند و چنین جوانان بلوچ را فریفته و به قتلگاه می برند و گمان می کنند به این طریق جنگ و جدال براه اندازند اما اگر یک ریگی خائن شده و توسط مبارزان دیگر اقوام به هلاکت رسیده جوانان ریگی به مبارزان بلوچستان این پیروزی را تبریک گفته و دستانشان را می بوسند و دیگر گذشته آن دور که با چنین توطئه هائی جنگ قومی براه می انداختند جوانان ریگی به عبدالمالک اقتدا می کنند نه به یک مزدور خود فروخته که دستش به خون برادرانش آلوده است و به مزدوری برای رژیم و خیانت به بلوچ و بلوچستان افتخار می ورزد چنین افرادی هرزهای آلوده ای هستند که جایگاهی در بلوچستان ندارند و نه کسی آنان را قابل اقتدا می داند بلکه قابل اقتدا آن جوانانی هستند که جهت رهائی مردم خود از جان خود مایه گذاشتند و نام بلوچستان را در جهان بلند کردند.
دلاور بلوچ
عبدالمالک ، بلوچ ، دلاور بلوچ ، بلوچستان ،جنبش مقاومت مردمی ایران
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند رژیم ضد انسانی آخوندی همواره با اختلاف افکنی بین اقوام و قبائل بلوچ سود برده و با به جان انداختن دو تیره یا ایجاد درگیری بین افراد یک تیره مردم بلوچ را مشغول درگیریهای داخلی نموده و مانع رشد فکری و حق طلبی مردم شده است.
از یک سال پیش که بلوچستان وارد فاز جدید مبارزات مردمی شد و جوانان غیور بلوچستان با خون و جان خود درخت آزادی و آزادگی را در بلوچستان آبیاری نمودند باری دیگر رژیم طرحهائی جهت تحریک احساسات قبیله ای ریخته است و اقداماتی در این راستا انجام داده است از جمله اقدامات شوم و ناجوانمردانه رژیم به شهادت رساندن سردار طایفه عزیزی حاج علي محمد عزيزي از طوائف ساکن قصرقند می باشد و از آنجائی که جنبش مقاومت روابط نزدیکی با این طایفه داشته است و جوانان این طایفه در مسیر مبارزه فداکاریهای فراوانی انجام داده اند رژیم با به شهادت رساندن این شخص و ترویج شایعات دروغین قصد منحرف نمودن جوانان این طایفه از مبارزه به سوی درگیری داخلی دارد.
جنبش مقاومت مردمی ایران با محکوم نمودن این جنایت نابخشودنی و تسلیت گفتن به خانواده شهید از جوانان و ریش سفیدان این طایفه می خواهد مواظب ترفندهای رژیم باشند و خود را نادانسته قربانی توطئه های شوم وزارت اطلاعات ننمایند و همانطور که جنبش بارها اعلام نموده است برای باری دیگر اعلام می دارد که چون رژیم از درگیریهای داخلی علیه مبارزات و حق طلبی مردم استفاده می نماید جنبش حاضر است جهت حل چنین قضایائی در صورت مراجعه طرفین پادرمیانی نماید و مشکلات و مسائل طوائف را با روشهای درست حل نماید.
البته ناگفته نماند که چندین جوان از طایفه عزیزی با جاسوسی فردی خودفروخته و مخبر دستگیر شدند و در زندان به سر می برند و پرونده این بلوچ فروش هنوز در دست بررسی می باشد و مراحل قانونی خود را می گذراند.
همچنین جنبش به اطلاع آن دسته از جاسوسان و مخبران رژیم که خود را پشت قبیله و قوم خود مخفی نمودند و فکر می کنند جنبش از ترس درگیری قومی با آنان برخورد نمی کند می رساند که با چنین اشخاصی با شدیدترین نوع برخورد خواهد شد و جنبش در به سزا رساندن خائنان و مخبران از هیچ کس و هیچ قومی باک و ترسی ندارد و با خائنان به دین و سرزمین طبق قانون برخورد خواهد کرد.جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله
الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بنده عملیات افتخار آمیز "شورو" را به فرد فرد ملت شریف و مظلوم ایران و مردم غیور بلوچستان و بالخصوص خانواده محترم شهداء و دلاورمردان شاخه نظامی مبارزان سیستان و بلوچستان از صمیم قلب تبریک می گویم.
زمانی که به بنده خبر رسید که مزدوران رژیم جهل و جور آخوندی توسط دلاورانی غیور به سزای جنایات ننگینشان رسیدند از ته قلب خوشحال شدم و سرور و خوشحالی سراسر وجودم را فراگرفت که این دلاوران ثابت کردند که هر شخصی می تواند مبارزه کند و همچنین ثابت کردند که رژیم بی نهایت ضعیف و زبون است فلذا بنده از تمام مردم ایران و بلوچستان می خواهم که علیه رژیم قیام کنند و از دلاوران سازمان مبارزان سیستان و بلوچستان می خواهم که با اخلاص و همدلی و توکل بر خدا قلب مجروح مظلومان این خطه را با طراحی استراتژیهای درست در مقابل حملات دژخیمان رژیم خوشحال کنند و همچنین رژیم آخوندی بداند که امروز حس آزاده خواهی و حق طلبی در سینه فرد فرد ملت مظلوم ایران و بالخصوص مردم بلوچستان حک شده است و با سرکوب و ارعاب نمی توان آن را از بین برد.
یا زندگی با عزت یا مرگ با شرف
عبدالمالک بلوچ
بسم الله الرحمن الرحيم
بار ديگر رژيم ولايت فقيه با تعرض و تعدي بر مردم سيستان و بلوچستان اوج بربريت خود را به نمايش گذاشت و با حملهور شدن به روستاهاي مرزي استان واقع در صد كيلومتري زاهدان (مركز استان ) مردم غيور اين منطقه را به واكنش جدي واداشت.
در اين حمله كه عصر روز پنج شنبه ( 28/4/1386) روي داد رژيم توسط يك پايگاه 400 نفره سپاه پاسداران واقع در 5 كيلومتري منطقة شورو( شانهزر آبي) با كمك هزاران نفر از نيروها وابسته به ارعاب و كشتار ساكنان بومي پرداخت.
شاخة نظامي سازمان مبارزان سيستان و بلوچستان در پاسخ به اين وحشيگري رژيم به دفاع از مردم مظلوم پرداخته و خسارات سنگيني را به رژيم تحميل كرده است.
در پي درگيريهاي سه ساعتة نيروهاي نظامي و اطلاعاتي رژيم با مبارزان مردمي سيستان و بلوچستان، 4 خودروي نظامي به آتش كشيده شده و بيست و هشت(28) نفر از عمال ولايت فقيه به هلاكت رسيده است وتعدادي نيز زخمي و جمعي نيز به اسارت نيروهاي مبارز درآمدهاند.
شايان ذكر است كه در روز جمعه 22 تير ماه نيز، مبارزان با انجام عملياتي تلافي جويانه عليه پايگاه نظامي مذكور، ضربة كوبندهاي را بر پيكر نظام ديكتاتوري وارد ساخته و با انهدام يك خودرو نظامي تمام سرنشينان آن را كه همگي از عمّال افراطي نيروي زميني سپاه بودند به هلاكت رساندند.
ملت بزرگوار و مبارز ايران:
از بدو انقلاب57 تاكنون رژيم غير انساني ولايت فقيه با به اجرا گذاشتن ددمنشانهترين سياستها و برنامهها، مردم غيور سيستان و بلوچستان را به وادي نابودي كشانده است.
رژيم به بهانههاي واهي همواره در صدد كشتار و اسارت مردم محروم اين منطقه بوده و تاكنون دهها هزار نفر اعم از علما، سران طوايف، صاحبان قلم، طلاب، تجار و....را به قتل رسانيده است و هم چنان نيز با ادامه همان سياستها، جوانان مظلوم اين مرز و بوم را با چوبة اعدام به كام مرگ ميفرستد.
بعد از گذشت 28 سال از عمر بيبركت نظام، سيستان و بلوچستان همچنان درتمامي ابعاد محروم مانده واز هرگونه پيشرفتي باز داشته شده است.
رژيم با ايجاد فضاي رعب و وحشت توسط پايگاههاي متعدد در منطقه و فشارهاي اجتماعي و اقتصادي بر مردم، موجب آواره گشتن بسياري از هموطنان قوم بلوچ گشته و عملاً سيستان و بلوچستان را به يك منطقة نظامي و مكاني ناامن جهت زندگي تبديل كرده است.
اخيراً نيز با ايجاد يك پايگاه بزرگ نظامي و انباشته كردن مهمات و تسليحات پيشرفته در آن و هم چنين با بكارگيري قدرت فيزيكي، موج كشتار و آواره كردن بوميان منطقه را دامن زده است .
متأسفانه سازمانها و نهادهاي بين المللي نيز با سكوت نا شكستني خود هيچ اعتراضي را نسبت به توحش انجام گرفته از خود نشان ندادهاند و بدين وسيله رژيم را در تحقق بخشيدن به اهداف شوم خود جريتر ساخته و راه كشتار و آزار مردم بي دفاع را براي وي هموارتر ساختهاند.
سازمان مبارزان سيستان و بلوچستان سازماني دفاعي و برخواسته از مردم مظلوم منطقه با تحسين مبارزات مردمي ايران زمين شما ملت ظلم ستيز را به دفاع از هموطنان بلوچ خود ميطلبد تا كه بار ديگر ساية اعوان ضحاك ستمگر از سر مردم وجوانان اين خطة پهناور برداشته شود.
هم چنين سازمان مبارزان، سران خونخوار و زيردستان خوار رژيم را به پايان دادن به كشتار مردم منطقه توصيه ميكند كه در غير اين صورت با واكنش تند مردم و مبارزان سيستان و بلوچستان روبرو خواهند بود واقدامات وحشي گرانة آنان بيپاسخ نخواهد ماند.
ملت قهرمان و مؤمن سيستان و بلوچستان با پايداري و مقاومت در مقابل ظلمپيشهگان ولايت فقيه هم چنان به مبارزه ادمه داده و تا رسيدن به پيروزي و گسستن بندهاي اسارت از پاي نخواهند نشست.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
شاخة نظامي سازمان مبارزان سيستان و بلوچستان
30/4/ 1386

